دانلود کتاب عجیب ترین روش های درآمد زایی نجومی

No Comments



۲۹ views

بازدید

دانلود کتاب عجیب ترین روش های درآمد زایی نجومی

دانلود کتاب عجیب ترین روش های درآمد زایی نجومی

دانلود کتاب عجیب ترین روش های درآمد زایی نجومی :

مقدمه مولف : در گذشته به دلیل اینکه جمعیت رشد انفجاری را به خود ندیده بود همه ی افرادی که تحصیلات اندکی هم داشتند می توانستند در یکی از دستگاه های اجرایی کشور استخدام شوند و دغدغه ی شغل و کسب درآمد را نداشته باشند ، اما با گذشت حدود ۱۰ سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی رشد انفجاری جمعیت شروع شد و همه ی افرادی که در دایره این رشد انفجاری قرار داشتند امروز نسل جوان کشور هستند که خیلی از آنان دارای تحصیلات دانشگاهی هستند ولی متاسفانه چشم به در دوخته اند کسی دنبال آنها بیاید و آن ها را استخدام کند و یا اینکه منتظر اجرای آزمون های استخدامی هستند که معمولا از بین چندین هزار نفر تعداد محدودی پذیرفته می شوند و طیف گسترده ای از جوانان کشور بی کار می مانند و حرفه یا صنعت خاصی را هم بلد نیستند لذا باز هم همان سناریو را تکرار می کنند و در خانه منتظر استخدامی می نشینند ولی واقعا کمتر از ۱۰ درصد جوانان تحصیل کرده از دغدغه بی کاری نجات پیدا می کنند و استخدام می شوند ….. من زمانی اولین ۴۰ میلیون زندگی خودم را بدست آوردم که ۹ هزار ایمیل از علاقمندان به حوزه درآمد زایی در اختیار داشتم آن موقع کار خاصی هم انجام ندادم و صرفا با ارسال یک ایمیل محصول من به بیش از ۹ هزار نفر پیشنهاد داده شده که بالای ۲ هزار نفر آن را خریداری کردند ، قیمت محصول من حدودا ۲۰ هزار تومان بود که به راحتی ۴۰ میلیون فروش رفت و بهترین نوع درآمد زایی را من برای اولین بار تجربه کردم . در کتاب عجیب ترین روش های درآمد زایی نجومی درباره کسب و کار اینترنتی ، اصول صحیح کسب و کار اینترنتی ، تصمیم بزرگ ، معادله کسب و کار اینترنتی ، انتخاب حوزه های سودآور قابل گسترش و اهم نکات شروع تصمیم سخن رانده شده . کتاب عجیب ترین روش های درآمد زایی نجومی را مولف آن جمال پورمینه برای وبسایت تک بوک ارسال نموده اند . برای دانلود کتاب عجیب ترین روش های درآمد زایی نجومی به ادامه مطلب بروید .

دانلود کتاب

منبع : www.takbook.com

رمز فایل : www.takbook.com

فال حافظ

Categories: تک بوک

دلایل ارتقاء برخی وبسایت ها

No Comments



۲۷ views

بازدید

دلایل ارتقاء برخی وبسایت ها

دلایل ارتقاء برخی وبسایت ها

دلایل ارتقاء برخی وبسایت ها :

کلمات کلیدی، یکی از اصلی‌ترین عوامل در الگوریتم موتورهای جستجوگر است . هر وبسایت یا وبلاگی، همچون موجودی زنده در اینترنت است. هر نوع به‌روزرسانی محتوا در یک وبسایت « زنده »، نقشی مهم در ارتباط آن با بازدیدکنندگان، مشتریان و نیز موتورهای جستجوگر دارد. در مقابل یک وبسایت ایستا که فاقد هرگونه به‌روزرسانی است، از نظر موتورهای جستجوگر «مرده» شمرده می‌شود؛ زیرا چیز جدیدی برای عرضه ندارد. وجود اطلاعات جدید در وبسایت، این پیام را به موتورهای جستجوگر می‌دهد که می‌توانند برای یافتن اطلاعات جدید به آن سر بزنند. خلاصه این‌که موتورهای جستجوگر علاقه زیادی به محتوای باکیفیت در وبسایت‌ها دارند، اما آیا دلایل دیگری برای اهمیت به‌روزرسانی پیاپی محتوای وبسایت وجود دارد؟ بیایید پنج مورد از دلایل ارتقاء برخی وبسایت ها را بررسی کنیم.دلایل ارتقاء برخی وبسایت ها
بازدید بیشتر ربات جستجوگر
هرقدر به دفعات بیشتری بتوانید انواع محتوا نظیر متن یا فیلم، فایل‌های دانلودی یا صفحات جدید را در وبسایت خود قرار دهید، موتورهای جستجوگر نیز بیشتر به آن سر می‌زنند. وقتی موتورهای جستجوگر بیشتر به وبسایت شما سر بزنند، فرصت خوبی برای دستیابی به رتبه‌ای بهتر در نتایج جستجو ایجاد می‌شود.

موتورهای جستجوگر از ابزاری به نام «ربات» برای بررسی محتوای سایت‌ها استفاده می‌کنند. این ربات‌ها درواقع برنامه‌هایی پیشرفته هستند که می‌توانند از یک صفحه به صفحه‌ای دیگر رفته و محتوای آنها را بایگانی کنند. این محتوا سپس در الگوریتمی ویژه قرار گرفته و در قالب نتایج جستجو به کاربران عرضه می‌شود.

هر موتور جستجوگر، معیارهای خاصی برای رتبه‌بندی وبسایت‌ها دارد. برای نمونه تعداد لینک‌های داده شده از سوی وبسایت‌های دیگر به آن وبسایت، نوع و تعداد واژگان کلیدی استفاده شده و نیز تعداد دفعات به‌روزرسانی وبسایت، همگی از جمله موارد مهم برای رتبه‌بندی وبسایت‌ها در نتایج جستجو هستند. هرگاه وبسایت خود را اندکی به‌روزرسانی می‌کنید، موتور جستجوگر متوجه آن شده و رتبه سایت‌تان را دوباره تنظیم می‌کند. به همین دلیل برای این‌که بتوانید موتور جستجو را بیشتر به سمت وبسایت خود جلب کنید، باید تعداد دفعات به‌روزرسانی محتوا در آن را افزایش دهید.

البته باید توجه داشته باشید کیفیت محتوای تولید شده اهمیت زیادی دارد. به‌روزرسانی محتوا وقتی کارایی لازم را دارد که محتوای مذکور از کیفیت خوبی برخوردار باشد. اضافه کردن مطالبی کم‌ارزش که فقط تعداد زیادی کلمه کلیدی در آن قرار دارد، نه‌تنها به بهبود رتبه وبسایت شما کمکی نمی‌کند، بلکه به تنبیه شما از سوی موتور جستجوگر ختم می‌شود.

گوگل؛ عاشق به‌روزرسانی‌های مکرر
تردیدی نیست گوگل، بیشترین کاربر را در میان موتورهای جستجوگر جهان در اختیار دارد. به همین دلیل، قواعد گوگل برای رتبه‌بندی سایت‌ها در نتایج جستجو، تاثیر زیادی در روند مدیریت و نیز عرضه محتوا در اینترنت دارد. گوگل بارها به‌صورت رسمی اعلام کرده بشدت از به‌روزرسانی مکرر وبسایت‌ها استقبال می‌کند. به‌این‌ترتیب دیگر شکی باقی نمی‌ماند این کار باید جزو اولویت‌های مدیران وبسایت‌ها باشد. البته این به‌ آن معنا نیست که هر ساعت از روز باید تغییرات غیرضروری در وبسایت خود ایجاد کنید. به‌روزرسانی به‌صورت یک‌‌بار در روز و حتی دو یا سه بار در هفته هم از نظر گوگل ارزشمند شمرده می‌شود.

یکی از ساده‌ترین و در عین حال موثرترین راه‌ها برای ایجاد تغییرات در وبسایت این است که وبلاگی برای نشر محتویات جذاب برای کاربران در آن قرار دهید. نکته جالب اینجاست که نظراتی که کاربران در زیر مقالات مختلف قرار می‌دهند نیز از نظر گوگل جزو به‌روزرسانی‌ها به شمار می‌رود. به‌ این‌ ترتیب، روند به‌روزرسانی‌ها در وبسایت‌تان به مراتب ساده‌تر می‌شود . وبسایتی که فاقد هرگونه به‌روزرسانی است، از نظر موتورهای جستجوگر مرده شمرده می‌شود .
دلایل ارتقاء برخی وبسایت ها
محتوای بیشتر، کلمات کلیدی بیشتر
وقتی محتوایی جدید را در وبسایت یا وبلاگ خود قرار می‌دهید، فرصت خوبی می‌یابید که بتوانید کلمات کلیدی سایت‌تان را نیز در آن قرار دهید. کلمات کلیدی، یکی از اصلی‌ترین عوامل در الگوریتم موتورهای جستجوگر و درنتیجه، یکی از اصلی‌ترین عوامل در رتبه‌بندی وبسایت‌ها به‌شمار می‌رود.

برای نمونه، فرض کنید یک وبسایت در زمینه فروش آنلاین بیمه‌نامه دارید و چهار یا پنج بار در هفته نیز یک مطلب جدید در آن قرار می‌دهید. در این صورت می‌توانید هر بار مطلبی را حول یک کلمه کلیدی مشخص وبسایت نظیر «بیمه خودرو» یا «بیمه شخص ثالث» تهیه و منتشر کنید. در نتیجه بتدریج، رتبه وبسایت شما در نتایج جستجو برای واژه «بیمه» و نیز دیگر عبارت‌های مرتبط با انواع بیمه افزایش می‌یابد.

البته باید دقت داشته باشید گوگل اهمیت چندانی به تعداد زیادی کلمه کلیدی موجود در متن نمی‌دهد و در عوض آنچه برای گوگل مهم است، کیفیت محتوایی آن است. محتوای متنی که در آن کلمه کلیدی بارها تکرار شده، تاثیری منفی بر رتبه سایت در نتایج جستجو دارد.

اما منظور از محتوای باکیفیت چیست؟ محتوای با کیفیت متنی است که به شکلی مصنوعی و فقط برای قرار دادن کلمات کلیدی در آن نوشته نشده و در عوض در آن سعی شده به پرسش‌ها و ابهامات کاربران و خوانندگان پاسخ داده شود و اطلاعاتی ارزشمند در اختیار آنها قرار دهد. فراموش نکنید استفاده درست از تگ‌های متا نیز نقش مهمی در باکیفیت بودن محتوای تولیدی دارد.
دلایل ارتقاء برخی وبسایت ها
افزایش تسلط بر حوزه فعالیت
فرض کنید در یک حوزه خاص نظیر « فروش دستگاه چاپ » یا « آموزش ریاضی به دبستانی‌ها » فعالیت دارید. برای این‌که بتوانید در این حوزه در فضای مجازی به قدرت اصلی تبدیل شوید، باید تولید محتوای ارزشمند را جدی بگیرید. «محتوا پادشاه است» شعاری است که گوگل در زمینه سئو به کاربران خود می‌گوید. هرقدر اطلاعات ارزشمندتری به کاربران عرضه کنید، به جایگاه برتر مورد نظرتان در فضای مجازی نزدیک‌تر خواهید شد.

اگر نگاهی به وبسایت‌های رقیب‌تان بیندازید، در بیشتر موارد می‌بینید انبوهی از مطالب مختلف در وبسایت خود دارند. بسیاری از وبسایت‌ها با در پیش گرفتن سیاست تولید انبوهی از مطالب ارزشمند در مدتی کوتاه به جایگاه بالایی در موتور جستجو دست یافته و می‌توانند بازار حوزه فعالیت خود را در دست گیرند.

اطلاع‌رسانی پیوسته به مخاطبان
انتشار محتوای جدید سبب می‌شود مخاطبان بیشتری برای خود یافته و به‌ این ‌ترتیب دامنه تعداد کاربرانتان را افزایش دهید. البته برای پیشبرد هرچه بهتر این هدف می‌توانید از شبکه‌های اجتماعی مختلف هم برای اطلاع‌رسانی در مورد آخرین به‌روزرسانی‌های خود استفاده کنید.
دلایل ارتقاء برخی وبسایت ها
بهینه‌سازی برای موتورهای جستجو
یکی از اولویت‌های مدیران وبسایت، بهینه‌سازی برای موتورهای جستجو (که به‌ صورت خلاصه در انگلیسی «سئو» نامیده می‌شود) است. آشنایی با نقاط ضعف و قوت وبسایت از دیدگاه موتورهای جستجو می‌تواند به بهبود هرچه بیشتر رتبه‌بندی در نتایج جستجوی کاربران بینجامد. ابزارهای گوناگونی برای بررسی وضعیت وبسایت از نظر موتورهای جستجوگر وجود دارد.
وبسایت seositecheckup.com یکی از سامانه‌هایی است که امکانات خوبی را برای ارزیابی کیفیت سئو سایت در اختیار مدیران وبسایت قرار می‌دهد. کافی است نشانی وبسایت خود را در جعبه جستجویی که در صفحه نخست این سامانه قرار دارد وارد کنید تا تحلیلی جامع از وضع سئوی سایت به شما عرضه شود.
منبع: بیتوته

 

دانلود کتاب

Categories: تک بوک

آمریکا چگونه به پایتخت اعدام جهان تبدیل شده است ؟

No Comments



۴ views

بازدید

آمریکا پایتخت اعدام جهان

آمریکا پایتخت اعدام جهان

آمریکا پایتخت اعدام جهان :

 آمریکا پایتخت اعدام جهان : احکام قضایی در کشورها برگرفته از منابع مختلفی است که تفاوت در نظام‌های قضایی کشورها را به وجود می‌آورند. برخی کشورها، دستورات دینی را مبنای تعیین قانون قرار می‌دهند و برخی دیگر، عقل یا تجربه‌های قبلی را. حکم اعدام از آن‌جا که با گرفتن جان انسان‌ها سر و کار دارد، همواره یکی از جنجالی‌ترین احکام دادگاهی در نظام‌های مختلف قضایی بوده است. گفته می‌شود “هیچ‌یک‌ از دغدغه‌های حقوق بشری تاکنون مانند مسأله ابقا یا الغای اعدام بحث‌برانگیز نبوده است. حکم اعدام، اولین و بحث‌برانگیزترین نوع مجازات در جامعه بشری بوده است .

در حالی که اولین نوع مجازات در جامعه بشری، حکم اعدام بوده، امروزه برخی کشورها این نوع مجازات را حتی برای شدیدترین‌ جرایم مانند نسل‌کشی و جنایات جنگی جایز نمی‌دانند و برخی دیگر با تأکید بر ضرورت و مشروعیت اعدام، اجرای آن را در راستای تحقق عدالت، حفظ نظم و امنیت و پیشگیری از جرایم‌ لازم می‌دانند. ایران تنها یکی از این دسته دوم کشورهاست. بررسی انواع، تاریخچه و منشأ روش‌های اعدام در تاریخ بشر نشان می‌دهد کشورهای غربی که همواره اعدام در ایران را دست‌آویزی برای انتقاد از وضعیت به اصطلاح حقوق بشر در این کشور قرار داده‌اند، سابقه بسیار وحشتناکی در اعدام شهروندان خود دارند. در ایران، اعدام اغلب به روش آویزان کردن و یا در موارد خاص، مانند جرائم جنسی، سنگسار کردن صورت می‌گیرد. روش سنگسار کردن که برای درس عبرت گرفتن بقیه مردم باید در انظار عمومی صورت بگیرد، انتقاد بسیاری از کشورهای غربی را در پی داشته است. این در حالی است که روش‌های گاهاً وحشیانه‌ای برای اعدام مردم در همین کشورها به کار گرفته شده است. در ایتالیا، محکومین به مرگ را وارونه زنده به گور می‌کردند .
آمریکا پایتخت اعدام جهان
در قرون وسطا در اروپا معمولاً برای اعدام جادوگران، آن‌ها را در آتش می‌سوزانیدند. همچنین کلیسا برای اعدام مخالفین خود، از این روش استفاده می کرد. این قانون و اعدام به این روش حتی تا قرن ۱۸ نیز مرسوم بود . زنده به گور کردن در میان بسیاری از ملل از جمله در آلمان، فرانسه، هلند و انگلستان اعمال می‌شد. در ایتالیا، شکل عجیبی از زنده به گور کردن وجود داشت: محکوم را وارونه در گودالی فرو می‌کردند و رویش خاک می‌ریختند، طوری که پاهایش از خاک بیرون بماند.

گیوتین یکی از روش‌های رایج اعدام در کشورهای اروپایی بود. شهرت این دستگاه بیشتر به خاطر استفاده گسترده از آن در اعدام در آمریکافرانسه و بالاخص در زمان انقلاب فرانسه است. استفاده از این دستگاه تا سال ۱۹۸۱ ادامه داشت. پیشینه استفاده از دستگاه‌های مکانیکی شبیه به گیوتین برای جدا کردن سر از بدن به قرون وسطی بازمی گردد و در ایتالیا، آلمان و انگلستان نمونه‌های گوناگونی از این روش وجود داشته است. نام گیوتین از نام خانوادگی پزشک فرانسوی “ژوزف گیوتین” گرفته شده است، اما نخستین گیوتین “مدرن” را پیانوساز آلمانی “توبیاس اشمیت” در سال ۱۷۹۲ ساخت. وی کارایی این نمونه‌ها را که تیغه‌ای منحنی شکل داشتند، روی گوسفندان و جسد انسان‌ها آزمایش کرد و نتیجه گرفت که تیغه منحنی، گردن را کاملاً جدا نمی‌کند. اولین اعدام رسمی به وسیله دستگاه ثبت اختراع شده اشمیت، ۲۵ آوریل ۱۷۹۲ اجرا شد و دکتر گیوتین بابت حق‌الزحمه، اجرت هنگفتی معادل ۹۶۰ لیور به اشمیت پرداخت . یکی از وحشیانه‌ترین روش‌های اعدام در انگلیس، “آویختن، کشیدن و چهارتا کردن” بود

یکی از وحشیانه‌ترین روش‌های اعدام، به “آویختن، کشیدن و چهارتا کردن معروف بود. استفاده از این شیوه برای اولین بار در زمان هنری سوم گزارش شده، اما رسماً از سال ۱۳۵۱ در انگلیس به شکل قانون در آمد. طبق این قانون که به شکل‌های مختلف تا سال ۱۸۷۰ اجرا می‌شد، فردی که به خیانت به کشور متهم و به اعدام محکوم بود، باید در حالی که به یک چارچوب چوبی بسته شده بود، با اسب به محل اعدام کشیده می‌شد، آن‌جا تا آستانه مرگ به حالت آویزان باقی می‌ماند و سپس او را اخته می‌کردند، شکمش را پاره می‌کردند و اعضای داخلی‌اش را بیرون می‌ریختند، سر از تنش جدا می‌کردند و بدنش را چهار قسمت می‌کردند. رسم بود که باقی‌مانده بدن فرد را در نقاط بلند در سراسر کشور، مانند پل لندن، به نمایش می‌گذاشتند. دولت آمریکا از دولت‌هایی است که بارها و بارها کشورهای مختلف را به خاطر اعدام مجرمین، سرزنش و به تخطی از حقوق بشر متهم کرده است. این در حالی است که ایالت‌های مختلف آمریکا هر کدام قانون متفاوتی درباره مجازات اعدام دارند. به نظر می‌رسد آماری که از تعداد اعدام‌ها در کشورهای مختلف عرضه می‌شود و واشنگتن به آن‌ها استناد می‌کند، پایه و اساس خاصی ندارد. به عنوان مثال، سازمان عفو بین‌الملل در آماری که سال ۲۰۱۳ منتشر کرد، ایران را با “بیش از ۳۶۹ نفر”، بعد از چین و کره شمالی، سومین کشور در تعداد اعدام‌ها معرفی نمود. در این لیست، آمریکا با تنها ۳۹ نفر، ششمین کشور بود. از طرف دیگر، اگر به آمار رسمی دولت آمریکا مراجعه کنیم، متوجه می‌شویم در ابتدای اکتبر سال ۲۰۱۳، تعداد ۳۰۸۸ نفر در آمریکا “در صف اعدام” بوده‌اند.
برای آن‌که آمار واقعی اعدام در آمریکا را بهتر درک کنیم، باید به این نکته توجه کنیم که هر ۲۸ ساعت، در این کشور یک سیاه‌پوست به دست نیروهای پلیس یا افراد متعصب کشته می‌شود؛ نه محاکمه‌ای، نه دادگاهی، نه بازداشتی و نه قانونی. به این آمار باید حدود ۱۰۰ نفر را اضافه کرد که از آگوست سال ۲۰۰۲ تا کنون، در عراق و افغانستان و در بازداشت ارتش آمریکا کشته شده‌اند. این آمار در داخل آمریکا مسلماً بسیار بالاتر است. تاریخ آمریکا با شکنجه عجین بوده و یکی از اهداف اصلی پلیس در این کشور به جای مبارزه با جرم، کنترل اجتماعی طبقاتی است که دولت، آن‌ها را “خطرناک” می‌داند، بنابراین تعجبی ندارد که حتی یک افسر پلیس هم در آمریکا به خاطر مرگ ۵۰۰ سیاه‌پوست و تبعه آسیایی در بازداشتگاه‌های این کشور، محکوم نشده است. این در حالی است که تقریباً ۱۰۰۰ نفر از سال ۱۹۹۹ تا کنون در بازداشت پلیس آمریکا جان خود را از دست داده‌اند.
آمریکا پایتخت اعدام جهان
این‌ها نشان می‌دهد آمریکا اگر بیش‌ترین آمار را در اعدام یا کشتن شهروندان خود به روش‌های دیگر نداشته باشد، مسلماً وضعیت خوبی هم در این رابطه ندارد. طبق آمارهای اعلام شده، آمریکا تنها اعدام در آمریکاکشور عضو گروه ۸ بوده که در سال ۲۰۱۱ اقدام به اعدام شهروندان خود کرده است. این کشور در کنار چین و عربستان، تنها کشورهای عضو گروه ۲۰ بوده‌اند که در همین سال، اعدام داشته‌اند. آمریکا همچنین در کنار بلاروس، تنها کشورهای عضو گروه ۵۶ کشور سازمان امنیت و همکاری اروپا بوده‌اند که سال ۲۰۱۱ دست به اعدام مردم خود زده‌اند. آمریکا در زمره کشورهای پیشرو در حوزه روش‌های مدرن اعدام است

سرزمین فرصت‌ها اتفاقاً در زمره کشورهای پیشرو در حوزه مجازات‌های سنگین برای شهروندان خود است. آمریکا تنها کشور دنیاست که افراد نوجوان و نابالغ را به حبس ابد بدون امکان عفو مشروط محکوم می‌کند. این کشور که دست‌کم ۷۳ نفر را به خاطر ارتکاب جرم در سن ۱۳ یا ۱۴ سالگی به حبس ابد محکوم کرده است، سال ۲۰۰۶ در مقابل ۱۸۵ کشور ایستاد و به تنهایی به قطعنامه سازمان ملل برای پایان دادن به این نوع مجازات، رأی منفی داد. شاید این‌گونه تصور شود که حبس ابد، به عنوان جایگزینی برای اعدام در آمریکا در نظر گرفته می‌شود، اما واقعیت این است که آمریکایی‌ها تا کنون مبدع چندین و چند روش “مدرن” برای اعدام افراد نیز بوده‌اند.

اعدام به وسیله برق که منشأ آن آمریکاست، معمولاً با استفاده از یک “صندلی الکتریکی” انجام می‌شود. در این روش اعدام، فردی که قرار است اعدام شود را به یک صندلی مخصوص می‌بندند و جریان برق را به وسیله یک الکترود که روی بدن فرد قرار دارد از بدنش عبور می‌دهند. این روش اعدام که توسط کارمندان “توماس ادیسون” ایجاد شده است تنها در آمریکا، و به مدت چندین دهه در فیلیپین (اولین بار در سال ۱۹۲۴ تحت اشغال آمریکا و آخرین بار در سال ۱۹۷۶) استفاده می‌شد. این روش هنوز هم در برخی ایالت‌های آمریکا مورد استفاده است. در روش اعدام به وسیله برق، اولین اثر جریان الکتریکی، بی‌هوشی فوری و مرگ مغزی است. پس از آن، جریان برق منجر به مرگ اعضای حیاتی بدن می‌شود. مرگ به این روش، اغلب به علت تحریک بیش از حد قلب به وسیله برق صورت می‌گیرد. “جرقه‌ایِ پیر” (Old Sparky) احتمالاً مشهورترین صندلی الکتریکی آمریکاست .

“اتاق گاز” به مکانی گفته می‌شود که برای اعدام انسان یا حیوان، وی را در آن قرار می‌دهند و به کمک گازهای سمی یا گازهای خفه‌کننده، او را می‌کشند. اتاق‌های گاز در سال‌های ۱۹۲۰ در آمریکا روشی برای اجرای حکم محکومین به مرگ بود. تنها طی سال ۱۹۷۶، یازده اجرای حکم مرگ با اتاق گاز در ۴ ایالت آمریکا یعنی آریزونا، کالیفرنیا، مری‌لند و میسوری، صورت گرفت. در این پرونده‌ها، محکومین بین آمپول هوا و اتاق گاز، حق انتخاب داشتند. “جی جان” اولین آمریکایی بود که سال ۱۹۲۴ به مرگ با اتاق گاز محکوم شد. آخرین نفر هم “والتر لاگراند” بود که سال ۱۹۹۹ به این روش اعدام شد. نکته قابل ذکر این‌که در آلمان نازی هم برای پاک‌سازی نژادی از اتاق‌های گاز استفاده می‌شد. نازی‌ها در دهه ۱۹۳۰ افرادی را که دارای مشکلات فیزیکی و عقب‌ماندگی‌های ذهنی بودند با این روش از جامعه حذف می‌کردند. گفته می‌شود نسل‌کشی یهودی‌ها و کولی‌ها و کشتارجمعی همجنسگراها نیز به همین روش انجام می‌شده است. اعدام با تزریق کشنده، گاهی تا بیش از یک ساعت به طول می‌انجامد .

با وجود آن‌چه گفته شد، محبوب‌ترین روش اعدام در میان ایالت‌های آمریکا، “تزریق کشنده” است. ۳۷ ایالت آمریکا امروزه از این روش برای اعدام استفاده می‌کنند، در حالی که اعدام با برق در ۹ ایالت، اتاق گاز و آویزان کردن، هر کدام در ۳ ایالت و “جوخه آتش” در ۲ ایالت آمریکا کاربرد دارد. در حالی که هر کدام از این روش‌ها، توضیحات اجرای نسبتاً مفصلی دارند، تزریق کشنده اغلب به عنوان جدیدترین و “انسانی‌ترین” روش اعدام به کار گرفته می‌شود و بررسی‌های زیادی هم درباره آن انجام می‌گیرد. با این حال، موادی که برای اعدام به فرد تزریق می‌شود سال‌هاست مورد اختلاف میان مقامات مختلف دخیل در این ماجراست. معمولاً سدیم ساپیونتال برای مرحله اول یعنی بیهوشی، پانکرودیم برمید برای مرحله دوم یعنی فلج کردن و توقف تنفس و سپس پتاسیم کلرید برای مرحله آخر یعنی توقف فعالیت و ضربان قلب، به فرد اعدامی تزریق می‌شود.

ترکیب، میزان و حتی ماهیت مواد مورد استفاده بارها موجب شده تا فرد اعدامی به روشی کشته شود که باعدام در آمریکاسیار دردناک‌تر از روش‌های دیگر اعدام است. “کلایتون لاکت” سیاه‌پوست آمریکایی که در ایالت اوکلاهما به روشی وحشیانه اعدام (از این‌جا بخوانید) و پرونده‌اش موجب آغاز دوباره بحث‌های جنجالی درباره انسانی بودن یا نبودن این روش اعدام در آمریکا شد، تنها یکی از این موارد بود. در برخی موارد، مدت زمان اعدام به این روش از ۲۰ دقیقه تا بیش از یک ساعت طول کشیده و مشاهده شده که فرد محکوم به اعدام، به سختی نفس می‌کشد، حالت چهره‌اش از درد تغییر می‌کند و دچار تشنج می‌شود. همچنین کالبدشکافی‌های بعد از اعدام نشان داده که پوست فرد، دچار سوختگی‌های شیمیایی شدید گاهاً به طول ۳۰ سانتی‌متر شده و یا سوزن در بافت‌های نرم بدن او پیدا شده است. “کلایتون لاکت” سیاه‌پوست آمریکایی در ایالت اوکلاهما به روشی وحشیانه اعدام شد .
آمریکا پایتخت اعدام جهان
در میان ایالت‌های آمریکا، تگزاس را به دلایل مختلف حقوقی و فرهنگی، مرکز اعدام کشور و دارای شلوغ‌ترین اتاق‌های مرگ می‌دانند. در این ایالت، پرونده‌های قتل عمد با سرعتی منتهی به حکم اعدام می‌شوند که در هیچ کجای دیگر آمریکا قابل تصور هم نیست. دست‌کم سه دلیل برای این مسئله بیان می‌شود. اولاً این‌که قاضی‌های استیناف در این ایالت توسط مردم انتخاب می‌شوند و بنابراین طبق درخواست مردم رأی می‌دهند، یعنی تا جایی که می‌توانند علیه مجرمین سخت‌گیرانه‌ترین مجازات‌ها را اعمال می‌کنند تا در دوره‌های بعدی نیز مقام خود را از دست ندهند. دوماً این‌که تگزاس بر خلاف ایالت‌های دیگر، نظام وکالت تسخیری برای افراد فقیر ندارد و به جای آن، از وکلای تعیین شده توسط دادگاه استفاده می‌کند که عمدتاً تجربه‌ای در زمینه پرونده‌های اعدام ندارند. سوماً این‌که در این ایالت، تا اوایل دهه ۱۹۹۰، اعضای هیأت منصفه، هنگام صدور حکم مجازات، اجازه دسترسی به شواهدی را نداشتند که ممکن بود در تصمیم آن‌ها مبنی بر کاهش مجازات تأثیر بگذارد. از جمله این شواهد، مدارک مربوط به سن محکوم و احتمال رنج بردن وی از مشکلات ذهنی بود.

دلایل دیگری نیز آورده می‌شود، از جمله این‌که قانون در ایالت تگزاس، روند محکومیت تا اجرای حکم اعدام را تسریع می‌کند. ابعاد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نیز در آمار بالای اعدام در تگزاس، دخیل شمرده می‌شوند. گفته می‌شود تجربه سال‌ها و دهه‌ها برده‌داری و بردگی در تگزاس و کلاً ایالت‌های جنوبی آمریکا، فرهنگ اخراج و دفع افراد از جامعه و در نتیجه افزایش نرخ اعدام را به دنبال داشته است. اما آیا تگزاس که به پایتخت اعدام آمریکا تبدیل شده، تنها ایالتی است که دست به اعدام شمار زیادی از شهروندان این کشور می‌زند؟ سال ۱۹۹۸، ایالت ویرجینیا نیز آماری معادل ۱۳ اعدام را داشت که نسبت به ۲۰ اعدام تگزاس، آمار خیلی کمی به حساب نمی‌آید. همچنین تگزاس نسبت به چند ایالت دیگر، “تعداد” بیش‌تری مجرم را اعدام نمی‌کند، بلکه “درصد” بیش‌تری را اعدام می‌کند که این هم به خاطر آن است که ایالت‌های دیگر، در بسیاری از موارد، از روش‌های آزمایش نشده و تأییدنشده یا به عبارت دیگر، غیر رسمی برای اعدام افراد استفاده می‌کنند. “گری آلورد” ۳۹ سال در انتظار اعدام در زندان به سر برد و همان‌جا جان باخت .

همان‌طور که گفته شد، برخی گزارش‌ها نشان می‌دهد تا اکتبر سال ۲۰۱۳، تعداد ۳۰۸۸ محکوم به اعدام در آمریکا منتظر اجرای حکم خود بودند، اما اجرای این احکام به دلایل مختلف به تعویق می‌افتد. باید اشاره کرد اعدام در آمریکاکه صحت این آمار به هیچ عنوان قابل اثبات نیست. شمار این افراد هر روز ممکن است بیش‌تر یا کم‌تر شود. اما آن‌چه مسلم است این‌که هر فرد محکوم به اعدام در آمریکا به طور متوسط باید ۷٫۴ سال برای اجرای حکم، صبر کند. بیش‌ترین مدتی که یک نفر در لیست انتظار اعدام قرار داشته به “گری آلورد” برمی‌گردد که ۳۹ سال، از سال ۱۹۷۳ تا سال ۲۰۱۳، در زندان به سر برد و نهایتاً همان‌جا جان باخت.

آمارهای تعجب‌برانگیز دیگری هم در این‌باره وجود دارد. مثلاً این‌که هزینه یک پرونده اعدام در آمریکا معادل سه برابر هزینه نگهداری یک زندانی در زندانی با نهایت امنیت به مدت ۴۰ سال است. در حالی که ۱۲ درصد از جمعیت تگزاس سیاه‌پوست هستند، بیش از ۴۰ درصد از افراد لیست اعدام این ایالت را سیاه‌پوست‌ها تشکیل می‌دهند. تگزاس که بین سال‌‌های ۱۹۸۲ تا ۲۰۱۴ تعداد ۵۲۲ نفر را اعدام کرده بود، سال ۲۰۱۴ تنها ۱۰ نفر را اعدام کرد که این آمار، از سال ۱۹۹۶ تا آن سال، بی‌سابقه بود. در میان شهرهای این ایالت، “هاریس” با ۱۲۲ اعدام آمار بی‌نظیری دارد؛ بیش از هر “ایالت” دیگری، به جز تگزاس.

به نظر می‌رسد اعدام کردن یا نکردن افراد در آمریکا انگیزه‌ای فراتر از ادعای حقوق بشر داشته باشد. این مسئله را می‌توان از محکومیت اشتباه ۱۵۰ نفر از سال ۱۹۷۳ تا کنون به اعدام و همین‌طور وجود شواهد متقن درباره اعدام افراد بی‌گناه به خصوص در ایالت تگزاس، از جمله “کارلوس دی‌لونا”، “روبن کانتو” و “کامرون تاد ویلینگهام”، به خوبی درک کرد. چه بسا هزینه‌های زیاد پیگیری پرونده‌های اعدام، دلیل بی‌رغبتی برخی ایالت‌ها به اجرای این حکم و از سویی، تلاش برای قاطع نشان دادن دادگاه‌ها در مقابل مجرمین، انگیزه‌ای برای سیاست “اعدام حداکثری” در ایالت‌های دیگر آمریکا باشد.
مشرق نیوز

 

دانلود کتاب

Categories: تک بوک

مقایسه قانون مالکیت اسلحه در چند کشور جهان

No Comments



۱۷ views

بازدید

مقایسه قانون مالکیت اسلحه در چند کشور جهان

مقایسه قانون مالکیت اسلحه در چند کشور جهان

مقایسه قانون مالکیت اسلحه در چند کشور جهان

از قانون مالکیت اسلحه چه می دانید ؟ در سال های گذشته مسئله کنترل و نظارت بر اسلحه در ایالت متحده به خاطر حوادث تیراندازی و کشتار مردم بیگناه توسط افراد مسلح ، گهگاهی مطرح می گردید. کشته شدن ۲۰ دانش آموزان در نیوتاون، ایالت کنتیکت در دسامبر ۲۰۱۲، دوباره قوانین مربوط به سلاح را در کانون توجهات قرار داد و درخواست ها از دولت اوباما برای محدود کردن دسترسی به سلاح های نظامی آغاز گردید.

تعداد سلاح های در اختیار مردم در ایالت متحده از هر کشور دیگری بالاتر است،که متعاقبا تیراندازی های صورت گرفته الزام مقایسه سیاست ها و قوانین سلاح آمریکا، با دیگر کشورها را مطرح کرده است. کشورهای غربی دیگری که حوادث تیراندازی مشابه ای را تجربه کرده اند،اقدامات قابل توجهی را برای تنظیم و ساماندهی مالکیت اسلحه و محدود کردن سلاح ها اتخاذ کرده اند.
نتیجه اینکه، آنها حوادث بسیار کمتری را در مقایسه با ایالت متحده تجربه کرده اند.

آمریکا
براساس متمم دوم قانون اساسی ایالت متحده آمریکا: “یک شخص آشنا به قوانین و امنیت یک کشور آزاد، نباید حق مردم در نگه داشتن و حمل سلاح،نقض گردد.” احکام دادگاه عالی، با استناد به این قانون، از حق ایالت ها برای تنظیم و ساماندهی قوانین مربوطه،حمایت می کند. با این حال، بنا بر تصمیم اتخاذ شده در سال ۲۰۰۸ که حق حفظ و حمل سلاح را برای افراد قانونی می دانست، دادگاه عالی در اقدامی قوانین واشنگتن دی سی را که حمل سلاح را ممنوع و نگهداری سلاح در خانه را ملزم به نگهداری سلاح ها در شرایط غیرفعال منوط می کرد، از اعتبار ساقط کرد. تعدادی از طرفداران مالکیت سلاح این اقدام را احیای مجدد سنت دیرینه آمریکا و میراث گذشتگان خود می دانستند.

بنا به تحقیقات انجام شده، ایالت متحده، حدود ۵ درصد جمعیت جهان را در خود دارد،در حالیکه حدود ۳۵-۵۰ درصد از سلاح های در اختیار شهروندان جهان را در اختیار دارد. آمریکا رتبه نخست سلاح های غیرنظامی جهان را دارا می باشد. ایالت متحده همچنین در میان کشورهای توسعه یافته جهان بالاترین میزان قتل توسط اسلحه را به خود اختصاص داده است.

قوانین فدرال، حداقل استانداردهای لازم برای نظارت و ساماندهی اسلحه در ایالت متحده را در نظر گرفته است؛ با این حال هر ایالتی قوانین خاص خود را دارد، که برخی از آنها محدودیت های بیشتر و برخی دیگر قوانین اسانتری را وضع می کنند. قانون کنترل اسلحه سال ۱۹۶۸، فروش سلاح گرم به چند دسته از افراد، از جمله افراد زیر ۱۸ سال، افراد با سوابق جنایی، معلولان ذهنی، اتباع غیر قانونی، پرسنل نظامی اخراج شده، ممنوع می کرد. در سال ۱۹۹۳، قانون کنترل ۱۹۶۸ که توسط “قانون پیشگیری از خشونت سلاح” ارائه گردید، الزام بررسی سابقه همه افراد بدون مجوز و متقاضی خرید اسلحه گرم از یک فروشنده مجاز دولت فدرال را، تعدیل کرد. با این حال،در قانون ۱۹۸۶ حفاظت از حقوق مالکان سلاح مطرح گردید، یعنی هر فردی حتی افراد مجرم نیز، بدون بررسی سوابق آنها، می توانند سلاح گرم تهیه کنند. در دسامبر ۲۰۱۲، هیچ قانون فدرالی برای ممنوعیت خرید و فروش سلاح های نیمه اتوماتیک نظامی، تفنگ کالیبر ۵۰، هفت تیر ها و یا خشاب مهمات ظرفیت بالا، که توان تخریبی سلاح را افزایش می داد،وجود نداشت. تنها بین سال های ۱۹۹۴ و ۲۰۰۴ یک قانون فدرالی برای ممنوعیت خرید و فروش سلاح های نظامی و خشاب های ظرفیت بالا وجود داشت،که کنگره این محدودیت ها را نیز از اعتبار ساقط کرد.

کانادا  
بسیاری از تحلیلگران، قوانین اسلحه در کانادا را در مقایسه با ایالت متحده سختگیر تر می دانند،در حالی که دیگران بر این باورند که تغییرات قانونی اخیر تضمین های امنیتی موجود را کاهش داده است. اتاوا مانند واشنگتن، محدودیت هایی را در مورد سلاح وضع کرده است که استان ها، قلمروها، و شهرداری ها می توانند آنرا اجرا کنند. مقررات فدرال تمامی صاحبان اسلحه را که باید حداقل هیجده سال تمام داشته باشند، ملزم به اخذ مجوز می کند. سه نوع سلاح بر این اساس تعریف شده است: غیر محدود (مانند تفنگ شکاری)، محدود (هفت تیر، تفنگ های شکاری نیمه خودکار و لوله کوتاه، و ممنوع شده سلاح های کاملا اتوماسیون. بنابر قانون پلیس سوار کانادا(سلطنتی)، شخصی که مایل به خرید یک اسلحه ممنوع شده می باشد در ابتدا باید یک گواهی ثبت از فدرال تهیه نماید.

قوانین جدید سلاح در کانادا بر اساس خشونت های سلاح اتفاق افتاده، تدوین و تهیه شده اند. در دسامبر سال ۱۹۸۹، یک دانشجوی ناراضی با یک تفنگ نیمه اتوماتیک وارد مدرسه مهندسی مونترال شد و چهارده دانش اموز را کشت و چندین تن دیگر را زخمی کرد. پس از این حادثه تیراندازی قوانین سختگیرانه تری ارائه شد که می توان به قانون سلاح گرم ۱۹۹۵ اشاره داشت که نیاز به اخذ مجوز توسط صاحب سلاح و ثبت نام برای خرید سلاح های بزرگ اشاره داشت،هرچند محدودیت های جدیدی هم در مورد استفاده از برخی سلاح های ثبت شده نیز وضع گردید. با این حال، در سال ۲۰۱۲، دولت بنا به نگرانی های مرتبط با هزینه ها، این قانون را تعدیل ساخت.

استرالیا
حادثه ای که مسئله کنترل اسلحه در استرالیا را مطرح ساخت، قتل عام پورت آرتور در آوریل سال ۱۹۹۶بود. در این حادثه تیراندازی یک مرد جوان ۳۵ نفر را کشت و ۲۳ نفر دیگر را زخمی کرد. کمتر از دو هفته بعد، دولت محافظه کار ملی از طریق ایجاد تغییرات بنیادی در قوانین اسلحه این کشور و با همکاری ایالت های مختلف، که مسئول تنظیم مقررات مربوطه بودند،در این قانون تغییراتی را گنجاند. بر اساس قوانین جدید،استفاده از سلاحهای گرم اتوماتیک و نیمه اتوماتیک (تفنگ)ممنوع بوده و در ارائه و صدور مجوز و قوانین مالکیت سختگیری بیشتری اعمال گردید. متعاقبا و براساس یک برنامه موقت، قرار بر آن شد که دولت وقت استرالیا،۶۵۰ هزار قبضه سلاح را یعنی یک ششم تعداد سلاح های در اختیار مردم را جمع آوری کند.
علاوه بر این موارد، این قانون همچنین دارندگان مجوز را ملزم می ساخت تا تنها یک نوع سلاح را انتخاب و دوره های امنیتی خاص ان سلاح را بگذرانند. پس حادثه دیگر تیراندازی در سال ۲۰۰۲ ملبورن، قوانین سلاح استرالیا باز هم سختگیرانه تر شدند. بسیاری از تحلیلگران اظهار می دارند که این اقدامات در نوع خود بسیار موثر هم بوده است که دلیل این ادعا کاهش میزان مرگ و میر می باشد. البته واقعیت این است که از سال ۱۹۹۶ تاکنون هیچ کشتار دسته جمعی در استرالیا اتفاق نیافتاده است. بسیاری معتقدند که از قوانین سلاح استرالیا می توان رونوشتی برای سیاست های سلاح ایالت متحده برای مقابله با مشکلات جامعه آمریکا تهیه کرد.

انگلیس
اقدامات صورت پذیرفته در خصوص کنترل سلاح در انگلستان امروزی، با وقوع اعمال خشونت آمیزی که خشم عمومی را برانگیخت و در نهایت به محافل سیاسی کشیده شد، آغاز گردید. در ماه آگوست سال ۱۹۸۷، یک مرد مسلح به دو سلاح نیمه اتوماتیک و یک هفت تیر،در ۷۰ مایلی غرب لندن،در اقدامی ۱۶ نفر را کشت و در نهایت نیز خودکشی کرد. در پی این حادثه، که با عنوان قتل عام هانگرفورد شناخته می شود، بریتانیا قانون سلاح گرم (متمم) را معرفی کرد. براساس این قانون جدید سلاح های بیشتری را در لیست سلاح های ممنوع قرار می گرفتند از جمله برخی از تفنگ های نیمه خودکار و اینکه شرایط ثبت نام برای دریافت سلاح را نیز محدود تر می کرد. یکی دیگر از تراژدی های تیراندازی در شهر اسکاتلندی دونبلان، در سال ۱۹۹۶ روی داد که وضع قوانین سختگیرانه تری را در بریتانیا به همراه داشت.

در ماه مارس همان سال، یک مرد میانسال مسلح به چهار اسلحه -که انها را قانونی خریداری کرده بود -۱۶ دانش آموز مدرسه و یک بزرگسال را به ضرب گلوله کشت و در نهایت نیز خودکشی کرد.
این حادثه باعث اجماع عمومی برای مبازره با خشونت های سلاح در بریتانیا شد که در نهایت به ارائه قانون ممنوعیت حمل سلاح (بجز برخی از انواع) منجر گردید. دولت همچنین یک برنامه موقت را برای جمع آوری سلاح های غیرقانونی و غیر ضروری از بین مردم،به اجرا گذاشت. با این حال، اثربخشی قوانین سلاح بریتانیا در کاهش جرم و جنایت در طول ۲۵ سال مورد بحث بوده است.
تحلیلگران می گویند که تعداد این گونه جرائم در اواخر دهه ۱۹۹۰ به شدت افزایش یافته است و در سال ۲۰۰۴ به اوج خود رسید. پیتر اسکوآرز، جرم شناس دانشگاه برایتون در گفتگو با سی ان ان می گوید:”هر چند قوانین سختگیرانه کنترل سلاح،افزایش آمار جرم و جنایت را کاهش می دهد،اما تعداد قابل توجهی از سلاح هنوز در اختیار مردم قرار دارد”.

نروژ
در نروژ کنترل اسلحه به ندرت یک مسئله سیاسی بوده است. هر چند در نروژ قوانین سلاح سخت در نظر گرفته می شوند، اما میزان مالکیت سلاح در جامعه نروژ در حد بالای قرار دارد. پس از آنکه افراطی جناح راست “آندرس برویک” ۷۷ نفر را در حمله به اردوگاه تابستانی جزیره ای در ماه جولای سال ۲۰۱۱ کشت،شرایط به طور دیگری رقم خورد. اگر چه نروژ در مالکیت سلاح رتبه دهم را در جهان دارا می باشد، اما براساس تحقیقات انجام شده، نروژ به لحاظ میزان قتل سلاح گرم در رتبه های پایینی قرار دارد. میزان قتل سلاح گرم در ایالت متحده حدود ۶۴ بار بیشتر از نروژ است. بیشتر افسران پلیس نروژی (شبیه به انگلیس) سلاح گرم حمل نمی کنند. در پی این فاجعه تیراندازی، برخی از تحلیلگران در ایالت متحده آمریکا با استناد به حادثه نروژ – که براساس قوانین آن دارا بودن سن هجده سال تمام و اعلان دلیلی قانونی و منطقی برای اخذ مجوز را اجباری می کند- قوانین کنترل سلاح را ناکارآمد می دانند.

برخی از کارشناسان بر این باورند که “کسانی که مایل به شکستن قوانین و ارتکاب به قتل هستند هرگز به مقررات سلاح گرم کشور خود و قانونی بودن یا نبودن آن توجهی نمی کنند. ” دیگر منتقدان کنترل اسلحه چنین استدلال می کنند که اگر پلیس نروژ مسلح بود،فرد قاتل زودتر و با کمترین تلفات دستگیر می شد. پس از حادثه تیراندازی نروژ، یک کمیته مستقل محدودیت های بیشتری را در قوانین سلاح نروژ ارائه داد که از جمله آنها می توان به ممنوعیت تپانچه و سلاح های نیمه اتوماتیک اشاره داشت.

ژاپن
بنا به آخرین اطلاعات در دسترس، با توجه به قوانین بسیار سختگیرانه سلاح در ژاپن، میزان قتل با سلاح گرم ژاپن نیز در پایین ترن حد جهانی قرار دارد،به عبارتی یک مورد در هر ده میلیون نفر! اکثر سلاح های موجود فعلی در کشور ژاپن غیر قانونی بوده اند و میزان مالکیت نیز بسیار پایین می باشد. براساس قانون سلاح و شمشیر ژاپنی، تنها تفنگ ساچمه ای، تفنگ های بادی، تفنگ هایی که برای اهداف تحقیقاتی یا صنعتی، و یا آنهایی که برای مسابقات استفاده می شوند،قانونی می باشند. با این حال، قبل از دسترسی به این سلاح ها، فرد باید آموزش رسمی، آزمون های ذهنی و مواد مخدر و بررسی سابقه را بگذراند. علاوه بر این، صاحبان سلاح باید به مقامات در مورد سلاح و مهمات آن گزارش دهند و در بازرسی های سالیانه نیز حضور داشته باشند.

برخی از تحلیلگران، سختگیری ژاپن در مورد سلاح گرم را با سیاست غیرنظامی کردن ژاپن پس از جنگ جهانی دوم مرتبط می دانند در حالیکه بعضی دیگر می گویند که به دلیل پایین بودن جرم و جنایت در این کشور، اکثر ژاپنی ها به داشتن سلاح گرم نیازی ندارند.
منبع : باشگاه خبرنگاران

دانلود کتاب

Categories: تک بوک

دانلود بخشی از کتاب حرکت در مدار بالاتر

No Comments



۵۷ views

بازدید

دانلود کتاب حرکت در مدار بالاتر

دانلود کتاب حرکت در مدار بالاتر

دانلود کتاب حرکت در مدار بالاتر

همه ما دوست داریم زندگی سرشار از موفقیت را تجربه کنیم . هر روز انسان هایی را می بینیم که پله های ترقی را طی می کنند و ما می مانیم که خدایا آن ها چه چیزی بیشتر از من دارند که موفق شده اند ولی من هنوز در جای خود مانده ام ؟ هر چه فکر می کنیم جوابی پیدا نمی کنیم و برای آرام کردن ذهن خودمان می گوییم که او پارتی داشته ، دزدی کرده یا شانس آورده یا …. خیلی از ما فکر می کنیم موفقیت اتفاقی است که گاهی رخ میدهد و گاهی نه !
درست برعکس تصور اغلب مردم ، موفقیت یک امر اکتسابی است نه اتفاقی و روش موفق شدن را می شود آموخت . اگر کارها را به روش درست انجام دهیم به نتیجه خواهیم رسید . نکته اینجاست که کسی به ما نمی آموزد که چطور موفق بشویم ؟ نه مدرسه ، نه خانواده و نه دانشگاه راه رسیدن به موفقیت را به ما نمی آموزند . برعکس غالبا آموزش هایی در راستای موفق نشدن به ما می دهند . برای همین است که می بینیم اکثر فارغ التحصیلان دانشگاهی اگر هم کاری داشته باشند ، کاری با سطح درآمد پایین است نه کاری در سطح مورد انتظارشان . کتاب حرکت در مدار بالاتر برای کسانی نگاشته شده که تصمیم دارند دانش موفق شدن را کسب کنند و زندگیشان را در ریل درست بیندازند . اگر شما هم تلاش هایی کرده اید اما به نتیجه نرسیده اید ، آن چه به آن نیاز دارید دستورالعمل هایی است که در این کتاب ارائه شده تا به شکل اصولی تغییرات را ایجاد کنید . در کتاب حرکت در مدار بالاتر گام های اولیه برای حرکت در مسیر موفقیت برایتان روشن خواهد شد و متوجه می شوید که چگونه گام در راه موفقیت بگذارید و کارها را با چه روشی انجام دهید تا نتایج فوق العاده به دست آورید . در این کتاب با مفهوم « موفقیت پایدار » و با روش زندگی افراد موفق آشنا می شوید ، باورهایتان را اصلاح می کنید و کلا جزو ۱۰ درصد برتر جامعه قرار می گیرید . این کتاب را مولف آن محمد فراهانی فر برای وبسایت تک بوک ارسال نموده اند . برای دانلود کتاب حرکت در مدار بالاتر به ادامه مطلب بروید .

 

دانلود کتاب

منبع : www.takbook.com

رمز فایل : www.takbook.com

فال حافظ

Categories: تک بوک

گرسنگی یک احساس روانی است و روش های مرسوم در کاهش وزن

No Comments



۲۸ views

بازدید

گرسنگی یک احساس روانی است و رژیم‌های غذایی تنها آن را بدتر می‌کند

گرسنگی یک احساس روانی است و رژیم‌های غذایی تنها آن را بدتر می‌کند

گرسنگی یک احساس روانی است

اضافه وزن بالا و چاقی از جمله مواردی است که افراد زیادی را آزار می‌دهد. از طرفی رژیم‌های غذایی و راهکارهای کاهش وزن گاهی چنان سخت و طاقت‌فرسا هستند که اشخاص را نسبت به ادامه‌ی مسیر کاهش وزن خود دلسرد می‌کنند. مایکل گرازیانو متخصص علوم اعصاب دانشگاه پرینستون آمریکا از تجربه‌ی چند ماهه‌ی خود در ارتباط با کاهش وزن  می‌گوید و روش‌های مرسوم در این خصوص را نقد می‌ کند. یکی از مشکلات بشر امروز این است که چگونه بدون انجام هیچ گونه تلاشی وزن خود را کاهش دهد! “مایکل گرازیانو” متخصص علوم اعصاب (نوروساینس) دانشگاه پرینستون در این خصوص تجربه‌ی کاهش وزن خود را به اشتراک می‌گذارد. وی در این خصوص می‌گوید: من این تجربه را در رابطه با خودم امتحان کردم و نتیجه‌ی آن ۵۰ پاوند (معادل ۲۲.۶ کیلوگرم) کاهش وزن در طول ۸ ماه بود. از این رو می‌توان ادعا کرد که راهکار من کارآمد بوده است. نگاه من به اضافه وزن متفاوت با رویکردهای معمول جامعه بود. چرا که من روانشناس هستم، نه یک پزشک. از همان ابتدا مسئله‌ی تنظیم وزن برای من به جای این که در حوزه‌ی فیزیولوژی قرار بگیرد، جنبه‌ی روانشناسانه داشت.

اگر وزن ما تنها ناشی از تعادل میزان کالری ورودی و خروجی بود، همه‌ی ما در وزن انتخابی خود قرار داشتیم. همه‌‌ی افراد قانون “کم‌تر غذا خوردن” را به منظور برقراری وزن متعادل می‌دانند. پس در این صورت کاهش وزن باید کار ساده‌ای به راحتی انتخاب رنگ لباس می‌بود. در حالی که چنین نیست و با روند رو به رشد اضافه وزن در سراسر جوامع مواجه هستیم. حالا زمان آن رسیده است که به این مشکل از منظری دیگر نگاه کنیم.

گرسنگی بیش از هر چیز دیگری، یک حالت برانگیختگی ذهنی است. روانشناسان در خصوص این موضوع حداقل مطالعاتی به مدت یک قرن داشته‌اند. اکثر ما قبل از شام احساس گرسنگی و بعد از مهمانی احساس سیری داریم. اما این‌ها تنها ظاهر ماجرا است. گرسنگی فرآیندی است که همیشه حی و حاضر وجود دارد و در پس‌زمینه‌ی ذهن ما فعال است. فقط گهگاهی به صورت یک نیاز آگاهانه خود را نشان می‌دهد. به بیانی دیگر گرسنگی بیشتر شبیه به “حالت” یا “خلق و خو” است. حالتی که به عنوان یک زیرلایه عمل کرده و حتی می‌تواند خیلی از تصمیم گیری‌های ما را تغییر دهد. ضمن این که این قدرت را دارد اولویت‌های ما را مشخص کند و ما را ‌ترغیب به سرمایه گذاری‌های عاطفی برای اهداف بلند مدت کند و همچنین می‌تواند ادراکات حسی ما را به شکل عمیقی تغییر دهد.

مرز بین احساس و واقعیت

فرض کنید پشت میز شام می‌نشینید و چشم‌تان به همبرگر داخل بشقاب می‌افتد. با خود می‌گویید: “چه همبرگر کوچکی! چرا آنقدر کوچک آن را درست کرده‌اند؟ حداقل باید سه عدد از این همبرگر بخورم تا سیر شوم.” شما همبرگر را کوچک می‌بینید چون گرسنه هستید. به عبارتی دیگر حالت گرسنگی آن لحظه، همبرگر را کوچک‌تر از اندازه‌ی واقعی نشان می‌دهد. در صورتی که اگر سیر باشید، همان همبرگر خیلی هم بزرگ به نظر می‌آید. با افزایش احساس گرسنگی، حس می‌کنید کمی‌لاغرتر از گذشته شده‌اید و رژیم غذایی شما یک ریاضت افراط‌ آمیز است. در حالی که در زمان سیری ممکن است خود را مثل یک نهنگ چاق و حجیم حس کنید.

حتی حافظه را هم می‌توان در این رابطه فریب داد. فرض کنید فهرستی از تمام چیزهای را که می‌خورید در ذهن خود ثبت کرده‌اید. آیا به محفوظات ذهنی خود اعتماد دارید؟ نه تنها حجم غذایی که می‌خورید ر فراموش می‌کنید بلکه گاهی موارد موجود را هم از یاد می‌برید. در حالت گرسنگی ممکن است سه تکه نان بخورید و بعد از صرف غذا به یاد بیاورید که تنها یک نان مد نظر بوده است.

یکی از مطالعات اخیر نشان داده است که بیشترین میزان کالری افراد از طریق تنقلاتی که در بین وعده‌های غذایی می‌خورند، تامین می‌شود. با این حال اکثر مردم این واقعیت را انکار می‌کنند و قطعا برای آن‌ها هم جای تعجب خواهد بود که حجم میان وعده و ریزه خوری‌ها آن‌ها چقدر بالا است.

از آنجا که گرسنگی خارج از محدوده‌ی خودآگاه ما عمل می‌کند کنترل آن کار سختی است. شاید همین مسئله چاقی را به یک مشکل لاینحل تبدیل کرده باشد.

گرسنگی و رفتار مغز

گرسنگی توسط ساقه‌ی مغز کنترل می‌شود. هیپوتالاموس که در قسمت پایین مغز قرار دارد، مسئولیت تنظیم گرسنگی و دیگر انگیزه‌های اصلی را به عهده گرفته است. هیپوتالاموس سنسورهایی دارد که به معنی واقعی کلمه طعم خون را حس می‌کنند! این سنسورها می‌توانند سطح چربی، پروتئین، قند و حتی فشار و دمای خون را تشخیص دهند. هیپوتالاموس با جمع‌آوری این داده‌ها و ‌ترکیب آن‌ها با دیگر سیگنال‌های حسی که از سیستم‌های دیگر مغز گرفته است، مواردی مانند پر بودن روده، طعم و مزه و بوی غذا، ظاهر غذا و حتی زمان روز را و دیگر شرایط محیطی را تشخیص می‌دهد.

این اطلاعات، عادات غذایی ما را به مدارهای عصبی آموزش می‌دهد. از این رو گرسنگی ما در ساعات خاصی از روز نه صرفا به دلیل خالی بودن معده بلکه به علت عملکرد پیچیده‌ی این پردازنده‌های عصبی است که بیشتر بر اساس پیش‌بینی کار می‌کنند تا این که نیاز واقعی را در نظر بگیرند. برای مثال چنانچه یک وعده‌ی غذایی خود را در زمان مربوطه‌اش حذف کنید، در دفعات ابتدایی احساس گرسنگی شدید می‌کنید. اما به مرور که بگذرد در آن ساعت از از روز احساس گرسنگی شما هم کم‌تر می‌شود و عادت غذا خوردن در آن ساعت را از دست می‌دهید. به همین دلیل در پایان هر وعده‌ی غذایی احساس سیری می‌کنیم و این ربطی به پر شدن معده‌ی ما ندارد. به نظر می‌رسد که مرز باریکی بین احساس سیری و پر شدن کامل معده وجود دارد. سیر شدن واقعی و روانی محاسبات پیچیده‌ای را درگیر خود می‌کند. هیپوتالاموس مغز این طور تشخیص می‌دهد: “تو فقط یک عدد همبرگر خوردی. تجربه‌ی گذشته ثابت کرده است که این همبرگرها در مدت زمان دو ساعت میزان پروتئین و چربی خون را افزایش می‌دهد. بنابراین طبق پیش‌بینی من دیگر نباید احساس گرسنگی کنی.” و این گونه است که سیستم بدن یاد می‌گیرد که چطور گرسنگی را تنظیم و پیش‌بینی کند.

دریافت کالری کم‌تر کمک می‌کند تا وزن خود را کاهش دهید. اما نکته‌ای که در این میان وجود دارد این است که، همچنان که سعی در کاهش کالری ورودی به بدن خود دارید نتیجه‌ای عکس دریافت می‌کنید.

در اینجا هیپوتالاموس وارد مداخله می‌شود و درست در نقطه‌ای قرار می‌گیریم که توصیه‌های پزشکی و روانشناسی دست به گریبان یکدیگر می‌شوند. شما تصمیم به کاهش کالری دریافتی گرفته‌اید. پس مدتی را غذا کم‌تر می‌خورید. نتیجه شبیه جنگیدن با یک ببر با یک تکه چوب کوچک است! چرا که در روزهای بعد حس گرسنگی شما شدت می‌گیرد و برای سیر کردن خود به تنقلات و ریزه خوری روی می‌آورید. اکثر افراد، بیشتر تمایل دارند که به مقدار غذای خود توجه کنند تا این که احساس سیری را در نظر بگیرند. اما چون احساس سیری تا حدودی جنبه‌ی روانی دارد، با افزایش حس گرسنگی ممکن است بیشتر از حد معمول غذا بخورید و کم‌تر از قبل احساس سیری کنید و جالب این که حس پیشرفت هم به شما دست دهد! و آخر از همه این که دایم در حالتی مراقب و گوش به زنگ قرار دارید. شاید در بین راه چند باری رژیم خود را بشکنید اما خود را بابت این قانون‌شکنی تبرئه می‌کنید و دوباره در مسیر قرار می‌گیرید. در کل تا مدت‌ها احساس خوبی دارید تا این که متوجه می‌شوید وزن شما تغییری نسبت به گذشته پیدا نکرده است و همین موضوع باعث دلسردی‌تان شده و پس از آن رژیم را به حالت تعلیق و سپس تعطیل در می‌آورید! چرا که گرسنگی در زیرلایه‌های آگاهی موفق شده است تا انتخاب‌های شما را به بی‌راهه بکشاند. ( گرسنگی یک احساس روانی است )

روش‌های مرسوم در کاهش وزن

البته قرار نیست نقش فیزیک را در این بین انکار کنیم. طبیعتا کالری کم‌تر وزن شما را کاهش خواهد داد. اما وقتی صریحا دست به کاستن کالری روزانه‌ی خود می‌زنید پاسخ عکس خواهید گرفت. تقریبا همه سعی بر این دارند تا با رژیم غذایی به نبرد برجستگی شکم بروند! در حالی که رژیم‌های غذایی فقط نوعی درگیری روانی هستند که بیشتر باعث افزایش وزن می‌شوند.

حالا گزینه‌ی “ورزش کردن” را در نظر بگیرید که یکی دیگر از راهکارهای مرسوم کاهش وزن است. طبیعتا با از دست دادن کالری در باشگاه ورزشی، از وزن شما کاسته می‌شود. اما تمام ماجرا، فیزیک نیست. وقتی مقداری از کالری خود را در باشگاه می‌سوزانید، در باقی مدت زمان روز خود کالری کم‌تری نسبت به یک روز معمولی مصرف خواهید کرد. ضمن این که به علت ورزشی که کرده‌اید، احساس کم‌کاری و کوتاهی هم نمی‌کنید. علاوه بر آن به علت گرسنگی حاصل از ورزش، وعده‌های غذایی شما حجم بیشتری پیدا می‌کند.

فرض کنید که به تمام توصیه‌های استاندارد عمل کردید و هر رژیم غذایی پیشنهادی را هم انجام دادید. بعضی از آن‌ها ممکن ست در کوتاه مدت موثر باشند و تا قبل از این که اراده تان سست شود نتایج قابل قبولی برای شما فراهم کند. پس اگر قرار است تنها مشکل اضافه وزن شما ناشی از کنترل کالری باشد، ایراد وارده باید به شخصیت و اراده‌ی شما منتهی شود. اراده مفهومی ‌است که در حوزه‌ی روانشناسی تعریف دارد و کمک می‌کند تا منافع طولانی مدت را به لذت‌های کوتاه‌مدت ترجیح دهید. گاهی اوقات پیچیدگی روان انسان سعی در تخریب تلاش‌ها و ممارست‌های وی در طول مسیر یک هدف دارند. به طوری که در پایان یک روند به ظاهر در حال پیشرفت با موانعی چون افسردگی یا تضعیف روحیه مواجه می‌شویم. کاهش وزن از جمله مسائلی است که زمام آن به سادگی در دست ذهن قرار نمی‌گیرد. نتایج یک بررسی اخیر نشان داده است که اگر بیش از حد چاق هستید، شانس برگشت شما به حالت نرمال کم‌تر از یک درصد است.

بیشتر پزشکان، مربیان و متخصصان فعال در عرصه‌ی سلامتی و بهداشت به اضافه وزن از زاویه‌ی شیمی نگاه می‌کنند و راهکارهای مرسومی چون ایجاد تعادل بین کالری ورودی و خروجی، غذا خوردن کم‌تر و ورزش بیشتر پیشنهاد می‌دهند. گاهی تمام کالری‌ها معادل هم در نظر گرفته می‌شود و گاهی بعضی از آن‌ها در دسته بندی‌هایی چون کالری‌های بد و کالری‌های کربوهیدرات قرار می‌گیرند که باید از هر دو اجتناب کرد. تمام این رویکردها بر هضم و استقرار کالری در داخل بدن تمرکز دارند و اکثر آنها روانشناسی را نادیده می‌گیرند. از طرفی دیگر همچنان شاهد شکست راهکارها و مشاوره‌های پزشکی در عرصه‌ی رژیم غذایی هستیم. نتیجه‌ی فعلی هم این است که بیش از دو سوم جمعیت ایالات متحده دارای اضافه وزن هستند که از این میزان بیش از یک سوم آن‌ها به چاقی مفرط مبتلا هستند.

این آمار رو به افزایش در ایالات متحده و سراسر جهان و همچنین تنگ‌تر شده فاصله‌ی بین شکم با صفحه نمایش دسکتاپ نشان می‌دهند که برای رفع مشکل وزن، روی نکات غلطی پافشاری می‌کنیم. اپیدمی چاقی ارتباطی به کالری یا حتی اراده ندارد. اولین گمان من این بود که مشکل چاقی برآیند نوعی مسمویت در سیستم نظارتی طبیعی است. سیستم بدنی ما در عین پیچیدگی‌هایی که دارد به زیبایی کالیبره شده است و در طول میلیون‌ها سال تکامل به درستی عمل کرده است. اگر قرار بود این سیستم بدون هیچ گونه تلاش آگاهانه‌ای درست کار کند، بیش از دو سوم افراد با مشکل اضافه وزن مواجه نمی‌شدند. پس چگونه می‌توانیم صورت مسئله‌ی گرسنگی و سیری خود را حل کنیم؟
گرسنگی یک احساس روانی است
شروع یک تجربه

حدود یک سال، به شخصه این تجربه را شروع کردم. از این رو برنامه‌ای طراحی کردم که به شدت خسته کننده و کسالت‌بار بود. به بیانی ساده‌تر، دقیقا تا مدت‌ها همان چیزی را می‌خوردم که روزهای قبل به عنوان غذا مصرف می‌کردم تا شرایط بدنی ام در یک حالت پایدار قرار داشته باشد. پس از آن، مواردی مثل وزن، دور کمر را یادداشت می‌کردم. هر از گاهی بخش کوچکی از وعده‌ی غذایی خود را تغییر می‌دادم و اثر این تغییر را در چند روز آینده مورد بررسی قرار می‌دادم. وقتی اندازه گیری‌ها به یک مقدار پایا می‌رسید، تغییر جدید دیگری ایجاد می‌کردم. نتایج حاصل هم مانند این تغییرات کوچک بودند اما پس از مدتی نوعی الگو ارایه دادند. البته نمی‌توانم ادعا کنم که چیز جدیدی در این بررسی‌ها کشف کردم. چرا که رسما یک کار علمی انجام نمی‌دادم. کار من بیشتر شبیه نوعی نمونه‌گیری بود. نکته اینجا بود که تمام مشاوره‌ها و توصیه‌هایی که در خصوص روش‌های کاهش وزن می‌دانستم با یافته‌های فعلی من در تضاد بود. حالا مانده بودم که چه چیز را باید باور کنم؟

به طور معمول، قسمت آموزنده‌ی بسیاری از آزمایشات در یک مشاهده‌ی اتفاقی خود را نشان می‌دهد. کم و زیاد کردن حجم خوراک من تاثیر چندانی در نتیجه نهایی نداشت. به جای آن تصمیم گرفتم که سطح گرسنگی خود را تغییر دهم. برای مثال من می‌دانستم که بعضی مواقع که اشتهایم به غذا می‌کشید، بدون این که احساس گرسنگی کنم به اغذیه فروشی می‌روم تا ناهارم را زودهنگام خورده باشم. در این مواقع پس از خوردن ناهار متوجه می‌شدم که به اندازه‌ی معمول روزهای قبل غذا نخوردم.

در مواقعی که میل کم‌تری به غذا داشتم، خودم را سرگرم کارهای دیگر می‌کردم. به نحوی که زمان ناهارم یک ساعت به تعویق می‌افتاد. تصمیم گیری‌های من لحظه به لحظه عوض می‌شد. هر نتیجه‌ای می‌توانست به دلایل دیگری بستگی داشته باشد ضمن این که نمی‌توانستم الگوهای ثبت شده در دفترچه یادداشتم را نادیده بگیرم.
گرسنگی یک احساس روانی است .
عادت‌های غلط غذایی

سه عادت بد غذایی باعث می‌شد که احساس گرسنگی بیشتر شود. این سه عادت شامل مصرف غذاهایی با کربوهیدرات بالا، مصرف غذاهای کم چرب و اندازه‌گیری دقیق میزان کالری دریافتی است.
رژیم غذایی کربوهیدراتی، رژیم غذایی معمول آمریکایی‌ها است. در این رژیم غذایی، صبحانه شامل کروسانت، پنکیک با شربت، یا کلوچه است.. ضمن این که غله و شیر هم در آن وجود دارد. طبیعتا غلات تماما کربوهیدرات است. ناهار این نوع رژیم را هم در نظر بگیرید: چنانچه اهل خوردن غذاهای ناسالم و فست فود باشیم مک دونالد یکی از گزینه‌های بارز است. سیب زمینی‌های سرخ شده تماما کربوهیدرات هستند. نوشیدنی‌های گازدار قند زیادی در خود دارند. چربی تنها بخش کوچکی از این نوع مواد غذایی است.

میان وعده بعد از ظهر مربوط به این نوع رژیم هم شامل نوشیدنی‌های شیرین به همراه بیسکوییت است. چنانچه اهل رعایت نکات سلامتی باشید ممکن است موز را به عنوان میان وعده انتخاب کنید که پر کربوهیدرات‌ترین میوه‌ی موجود در جهان است. در مورد وعده‌ی شام هم می‌توان به غذاهای درست شده از سیب زمینی، خوراک پاستا، برنج و نان اشاره کرد. حتی سوشی که غذای سالمی ‌به نظر می‌رسد عمدتا برنج است. شاید با این اوصاف امیدتان به سوپ باشد. در حالی که سوپ هم حاوی رشته فرنگی و گاهی مواقع سیب زمینی است. تمام نوشیدنی‌های شیرین، دسرها و تنقلات قبل از خواب در خانواده‌ی کربوهیدرات‌ها جای می‌گیرند. فراوانی این دسته به حدی است که محال است که وارد یک سوپرمارکت شوید و خود را در هجوم مواد غذایی کربوهیدرات دار نبینید. این نوع غذاها توانسته است ذائقه‌ی ما را تحت سلطه‌ی خود قرار دهد و حساسیتی نسبت به مصرف زیاد آن‌ها از خود نشان ندهیم.

“رابرت اتکینز” متخصص قلب و عروق آمریکایی اولین کسی بود که رژیم غذایی با کربوهیدرات پایین را پیشنهاد داد. در این تئوری، چنانچه شما مصرف کربوهیدرات را قطع کنید، بدن شما به جای قند گلوکز از کتون برای انتقال انرژی بین مولکول‌های موجود در خون استفاده می‌کند. با مصرف کتون‌ها، بدن شروع به استفاده‌ی مفید از ذخایر چربی می‌کند. از طرفی، با کاهش قند خون میزان ترشح انسولین هم کاهش می‌یابد. انسولین هورمونی است که به ذخیره‌ی چربی در بدن کمک می‌کند. بنابراین مصرف کربوهیدرات کم‌تر به تولید چربی کم‌تر منتج می‌شود. با وجود این که این تئوری دارای اعتبار و ارزش علمی و پژوهشی است اما هنوز هم اثرات کربوهیدرات بر چاقی مفرط جای بحث و بررسی بیشتر دارد. البته مطالعه‌ی جدیدی در این مورد به تازگی صورت گرفته است.

در این بررسی جدید دو گروه از افراد تحت نظارت قرار گرفته‌اند. یک گروه از افراد به مدت شش روز از یک رژیم غذایی با کربوهیدرات کم و گروه دیگر از رژیم غذایی با چربی کم پیروی می‌کنند. هر دو گروه به شکل سخت‌گیرانه‌ای ملزم هستند تا یک میزان کالری خاص را استفاده کنند. در پایان، این‌طور نتیجه‌گیری شد که در وزن افراد گروهی که رژیم غذایی کم کربوهیدرات داشتند تغییر خاصی مشاهده نشد. ضمن این که در گروه دیگر هم که رژیم غذاهای کم چرب داشتند کاهش وزنی اتفاق نیفتاد. هر چند میزان انسولین افراد گروهی که از غذاهای کم کربوهیدرات استفاده کردند، کاهش یافته بود اما خبری از کاهش وزن در میان نبود. با این حساب، کاهش کربوهیدرات کم چه فایده‌ای برای افراد می‌تواند داشته باشد؟

هر چند که فرضیه‌ها و آزمایش‌های صورت گرفته روال درستی را طی کرده‌اند، اما از اهمیت یک نکته غافل شده‌اند. تمام توجه آن‌ها به جای بررسی انگیزه‌ی گرسنگی بر روی کالری ورودی به بدن متمرکز شده بود. در حال حاضر این نکته به خوبی جا افتاده است که رژیم غذایی غنی از کربوهیدرات باعث افزایش سطح گرسنگی می‌شود. در حالی که یک رژیم غذایی کم کربوهیدرات چنین عامل محرکی را ایجاد نمی‌کند. جمع بندی نتایج و شواهد نشان می‌دهد که یک رژیم غذایی کم کربوهیدرات به خودی خود تاثیری در کاهش وزن ندارد بلکه چون احساس گرسنگی را در شما تضعیف می‌کند از وزن شما کاسته می‌شود. بر خلاف رژیم غذایی با کربوهیدرات بالا که سطح گرسنگی را افزایش داده و روند خوردن شما را خارج از کنترل می‌سازد.

از آنجا که حالت گرسنگی یک حالت غیرآگاهانه است چنین نتایج غیر مرتبطی هم از تحقیقات استنتاج می‌شود. ضمن این که چون رژیم غذایی پر کربوهیدرات در این تحقیقات لحاظ نشده است، پس نمی‌توان اثر کربوهیدرات را بر میزان اشتهای افراد بررسی کرد.افراد بسیار چاق به مرحله‌ای می‌رسند که همیشه گرسنه هستند و هیچ گاه حس سیری را کامل تجربه نمی‌کنند. آن‌ها می‌توانند به اندازه شش وعده‌ی غذایی شام بخورند و معده‌ی خود را تا مرز منفجر شدن برسانند اما مغز آن‌ها هنوز احساس رضایت و سیری نمی‌کند.

غذاهای کم‌چرب هم به همین شکل عمل می‌کنند. من در زمانی بزرگ شدم که آگهی‌های بازرگانی تلویزیون مدام در مورد خطرات چربی هشدار می‌داد. داده‌های ضعیف و نتیجه گیری‌های شتاب زده باعث شدند که پزشکان توصیه‌های اشتباهی را ارایه دهند. “کره نخورید. تخم مرغ نخورید. شیر پرچرب ننوشید. پوست مرغ را جدا کنید. ماست کم چرب بخورید. (هر چند که آن هم مملو از قند است). ” رژیم‌های غذایی پیشنهادی مربوط به کاهش چربی روندی نزولی در دنیای پزشکی طی می‌کنند. هر چند که اطلاعات در این زمینه چندان دقیق و واضح نیست اما حذف چربی از برنامه‌ی غذایی به یک فاجعه منجر خواهد شد. مطالعات صورت گرفته‌ی زیادی نشان داده‌اند که چربی احساس گرسنگی را کاهش می‌دهد. با کنار گذاشتن چربی احساس گرسنگی اوج خواهد گرفت. البته در اینجا با یک اثر تدریجی روبرو هستیم. به خاطر بسپارید که فرآیند درک داده‌ها توسط هیپوتالاموس پیچیده و زمان‌بر است. پس از این که چند ماه از کاهش چربی غذا گذشت احساس گرسنگی تقویت پیدا خواهد کرد. (گرسنگی یک احساس روانی است )
با این حال، اشتباه‌ترین روش مبارزه با احساس گرسنگی استفاده از رژیم‌های غذایی سخت و طولانی است. مخصوصا آن دسته از رژیم‌هایی که کالری هر روز خود را در آن‌ها شمارش می‌کنید و سعی دارید که احساس گرسنگی را تحت سلطه‌ی خود درآورید. نخوردن صبحانه، کاهش کالری در ناهار، خوردن یک شام کم حجم، آگاهی لحظه به لحظه‌ی شما از میزان کالری همان داستان جنگ توسط یک تکه چوب کوچک با یک ببر است و شما را وارد یک دور باطل می‌کند.

این در حالی است که اثرات هر سه عامل کربوهیدرات بالا، چربی پایین و آگاهی نسبت به میزان کالری مورد استفاده به طور فزاینده‌ای در رژیم‌های غذایی علمی‌ خودنمایی می‌کنند.
نتیجه‌ی یک نبرد ساده!

پیروزی

در پایان مشاهدات و تاملات شخصی، سعی کردم نظریه‌ام را به عنوان پیشنهاداتی ساده ارائه دهم. نخست این که نسبتا از مواد غذایی با کربوهیدرات کم استفاده کنید. به شخصه توانستم ۹۰% از کربوهیدرات موجود در رژیم غذایی خود را کاهش دهم بدون این که سراغ رژیم‌های غذایی کربوهیدرات کم بروم. در وهله‌ی دوم میزان چربی غذای خود را کمی افزایش دهید و از رژیم‌های غذایی فاقد چربی دوری کنید. سوم این که در هنگام غذا خوردن چرتکه نیاندازید و هر میزان که دوست دارید بخورید. این مرحله سخت‌ترین بخش کار است. چرا که وقتی در مسیر کاهش وزن قرار می‌گیرید ذهن‌تان با این رفتار شما گیج و سردرگم می‌شود! من که مجبور شدم به یک بیانیه‌ی عجیب و غریب روانشناسانه اعتماد و اکتفا کنم: “هر چه تلاش کنم کم‌تر غذا بخورم، در نهایت بیشتر خواهم خورد!”

در طول برنامه‌ی خود توانستم فهرستی شامل از غذاهایی چون ماهی قزل آلا، کره بادام زمینی، سیب، گوجه فرنگی، مرغ و غیره تهیه کنم. رژیم غذایی من هیچ ارتباطی با توصیه‌های رایج پزشکی نداشت. ضمن این که ربطی هم به غذاهایی که از نظر ساز و کار شیمیایی تاثیر خاصی بر رو بدنم ایجاد می‌کنند نداشت. من به دنبال مسائلی مثل عروق و کبد و انسولین نبودم. تلاش من رسیدن به یک مکانیزم برای کنترل گرسنگی ناخودآگاه بود و این که بتوانم با هدایت این احساس، خود را به کم‌تر خوردن تشویق کنم. کاهش وزن من با یک روند قطره‌ای شروع شد. به طوری که در ابتدای کار تنها ۲ پاوند (معادل ۹۰۷ گرم) در هفته کم کردم و در ادامه این روند کاهشی آسان‌تر شد. در نهایت ۵۰ پاوند (معادل ۲۲.۶ کیلوگرم) اضافه وزن در طی چند ماه از بین رفت.

در رژیم غذایی من که حاوی چربی متوسط بود زحمت و تلاش خاصی وجود نداشت. چرا که خودم در کناری نشسته بودم و اجازه دادم بخش ساقه‌ی مغز کار خودش را بکند. در واقع یکی از تله‌های روانی که آن را شناختم این بود که برای کاهش وزن نیاز به هیچ گونه خودآزاری وجود ندارد.

البته ادعا نمی‌کنم که روش من تنها روش عملی در کاهش وزن باشد. شاید روش‌های مشابه دیگری هم وجود داشته باشند که نتیجه‌ای مطلوب عرضه کنند. هدف من دفاع از یک روش یا رژیم غذایی خاص نیست. بلکه پیام من این است: مقدار وزن شما تا اندازه‌ی زیادی از شرایط روانی شما نشات گرفته است.

به بیانی دیگر سیستم گرسنگی مانند سیستم تنفسی عمل می‌کند. مغز دارای یک مکانیزم ناخودآگاه است که دستگاه تنفسی را تنظیم می‌کند. فرض کنید کنترل این سیستم از حالت ناخودآگاه خارج شود و به دست خودتان بیفتد. به طوری بتوانید سرعت و عمق تنفس خود را بر اساس عواملی چون اکسیژن خون، سطح دی اکسید کربن، فعالیت بدنی و دیگر موارد تنظیم کنید. چه اتفاقی خواهد افتاد؟ بدون شک در عرض ۱۰ دقیقه خواهید مرد! ذهن خودآگاه برای مدیریت این گونه امور اصلا کارآیی جالبی ندارد. پس بهتر است که این طور کارها را به همان بخش ناخودآگاه سپرد. در عوض بخش خودآگاه را قانع کنید که اجازه ندهد کیسه پلاستیکی بر روی سر بکشید، ضمن این که مانع مصرف غذاهای پر کربوهیدرات و کم چربی شود و به عملکرد ساقه‌ی مغز در شمارش کالری‌ها کاری نداشته باشد. سلامتی حاصل از این رویکرد شما را شگفت‌زده خواهد کرد.
منبع : زومیت

دانلود کتاب

Categories: تک بوک

دانلود کتاب دنیاتو تغییر بده تا درمان بشی

No Comments



۱۳۰ views

بازدید

دانلود کتاب دنیاتو تغییر بده تا درمان بشی

دانلود کتاب دنیاتو تغییر بده تا درمان بشی

دانلود کتاب دنیاتو تغییر بده تا درمان بشی

ذهن ناهشیار یا ضمیر ناخودآگاه یا ناآگاه دربرگیرنده پدیده‌های روانی و فرآیندهای زندگی است که به وسیله شناسایی ادراک نشده و فاقد کیفیت آگاهی‌اند. ناخودآگاه انباری است پر از تمایل‌ها،آرزوها، و خاطرات خارج از دسترس که بر اندیشه‌ها و اعمال تاثیر دارند .فروید نخستین کسی نبود که عوامل تاثیر گذار ذهنی را پیدا و کشف کرد، شکسپیر نیز در نمایشنامه‌های خویش ان‌ها را عنوان می‌کرد. کاری که فروید کرد این بود که برای عوامل تاثیر گذار ذهنی در زندگی روزمرهٔ انسان‌ها، اهمیت بسیاری قایل شد .

مفهوم ناهشیار(The unconscious) از مبادی نظریه روان کاوی است. هر چند فروید «کاشف» ناهشیار نبود، نخستین کسی بود که در قالب کاوشی نظام مند، تاثیر آن را در حیات ذهنی بهنجار و نابهنجار آدمی بررسی کرد. در روان کاوی معاصر، ناهشیار واجد چهار معنای عمده است.
ناهشیار به منزلۀ « شیء فی نفسه»

فروید در وهلۀ نخست ناهشیار را جزئی از «دستگاه روان» می دانست، نوعی مفهوم کانتی که مستقیماً ادراک پذیر نیست، اما به واسطۀ آن می توان تبیینی علّی از پدیده های روانی غیرعقلانی مانند رویا، عارضه های نوروتیک و لغزش های زبانی به دست داد. او این فرض را پیش کشید که خاطرات، خیالات، آرزوها، افکار و ایده های ناپذیرفتنی و نامطلوب، و نیز وجوهی از رویدادهای دردناک به همراه هیجان های همایند با آن ها، از طریق سرکوبی به ناهشیار رانده می شوند. فروید در پروژه منتشر نشده اش ابراز امید می کند به شرحی نوروبیولوژیک از عملکرد ناهشیار دست یابد که اساس جریان پیوند و تخلیۀ انرژی روانی، یا لیبیدو باشد. هر چند این مدل «هیدرولیک» عمدتاً کنار گذاشته شد، نوروسایکولوژی جدید، در قالب پدیده هایی مانند ادراک زیرآستانه ای و «پردازش پیش هشیار» این واقعیت را تائید کرده است که بسیاری از جنبه های حیات ذهنی که برای بقاء ضروری است، خارج از حیطۀ آگاهی روی می دهد.
ناهشیار به منزلۀ « خزانه معانی نهفته»

هم جهت با دوری روان کاوی معاصر از مکانیزم و گرایش به معنا،«ناهشیار» نیز به استعاره ای بدل شد برای توصیف معانی عاطفی که از دسترس آگاهی بیمار به دوراند و در رابطۀ او با روان کاو ظاهر می شوند. به این معنا «ناهشیار» نه یک اسم، که صفت است: تعبیر «فرایندهای ناهشیار» جایگزین «ناهشیار» می شود. دانلود کتاب دنیاتو تغییر بده تا درمان بشی پرده از رازهایی بر می دارد .

دانلود کتاب

منبع : www.takbook.com

رمز فایل : www.takbook.com

فال حافظ

Categories: تک بوک

چگونگی کسب نمره ۷ در آزمون های بین المللی زبان انگلیسی

No Comments



۹ views

بازدید

آموزش زبان انگلیسی

آموزش زبان انگلیسی

چگونگی کسب نمره ۷ در آزمون های بین المللی زبان انگلیسی

برای کسب نمره ی خوب در آزمون آیلتس بهتر است ابتدا به موارد پایه ای و ایرادات پایه ای زبان انگلیسی دقت کنید چرا که این موارد از موارد اصلی هستند که باعث می شوند نمره شما کاهش یابد اولین و اساسی ترین اصل یادگیری دقیق و کامل زمان حال ساده است. لطفا به حال ساده استمراری در آزمون آیلتس اهمیت ندهید چرا که در حین آزمون اسپیکینگ و مکالمه نیازی به استفاده از آن را ندارید. تنها از حال ساده استفاده کنید. زمان حال ساده در زبان انگلیسی برای اشاره با واقعیت ها مورد استفاده قرار می گیرد. پس بهتر است این نکته را توجه داشته باشید که به حال فعلی اشاره ندارد. البته در دوره های حرفه ای تدریس خصوصی زبان تضمینی تمامی این موارد گوشزد خواهد شد.

یکی از اساسی ترین اصول کسب نمره خوب در آیلتس داشتن تنوع فراوان کالوکیشن یا کلمات همایشی مناسب است این کلمات گفتگوی شما را طبیعی می سازند. کمبریج کتاب خوبی در این زمینه از سری کتاب های in use دارد که می توانید استفاده کنید. همچنین با شرکت در دوره های تدریس خصوصی زبان انگلیسی می توانید از مهمترین کلمات همایشی بهره برده و آنها را در گفتگویتان به کار ببرید.

نکته دیگر برای کسب نمره بالای ۷ در اسپیکینگ آیلتس استفاده از افعال چند قسمتی است که کمبریج نیز کتب مناسبی در این زمینه دارد. برای نمره بالای ۷ به شدت توصیه می گردد.

همچنین می توانید با شرکت در دوره های آیلتس تضمینی اطمینان حاصل کنید که این افعال چند قسمتی نیز بهره می برید. گذراندن خصوصی و به صورت تکنفره به میزان حداقل ۴۰ جلسه در کلاس های خصوصی بازدهی شما را به شدت افزایش خواهد داد.البته به این موضوع دقت کنید که کلاس تدریس خصوصی زبان تنها سرعت و کیفیت کار شما را بهبود می بخشید و قرار نیست جادویی صورت بگیرد که هر کس کلاس خصوصی شرکت کرد نمره مطلوب را کسب خواهد نمود. پس به این دوره با نگاهی براآمده از واقعیت ها نظر کنید.

دانلود کتاب

Categories: تک بوک

خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا و واقعه عاشورا

No Comments



۶۸ views

بازدید

خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا و واقعه عاشورا

خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا و واقعه عاشورا

خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا و واقعه عاشورا
امام حسین (ع) با این جمله شروع به خطبه کردند : “ولی من آن خدایی است که کتاب فرود آورده و هم او، ولی شایستگان است” ، راوی گوید با گریه خواهرش خطبه قطع شد و امام،  حضرت عباس و پسرش علی اکبر را نزد ایشان فرستاد و ایشان را خاموش کردند و سپس بقیه خطبه را با درود بر پیغمبر و پیامبران ادامه داد ” اما بعد، بنگرید من از چه خاندانم و به خود آئید و خویش را سرزنش کنید و بنگرید، برای شما آیا کشتن من رواست؟ و حرمت من برای شما، زیر پا شدنی است؟ آیا من پسر پیغمبر شما نیستم پسر وصی و عموزاده شما نیستم.”
ادامه دادند: ” آیا حمزه سیدالشهدا (ع) عموی پدرم نیست؟ آیا جعفر بن ابیطالب برادر پدرم که در بهشت با دو بال پرواز می کند، عمویم نیست؟ به شما نرسیده که رسول خدا (ص) درباره من و برادرم فرمود سید جوانان اهل بهشتند؟ اگر گفتار مرا درست می دانید بسیار خوب، باور کنید. از وقتی دانستم خدا دروغگو را دشمن دارد، دروغ نگفتم و اگر باور ندارید کسانی از اصحاب پیغمبر هنوز زنده اند بروید از آنها بپرسید تا به شما خبر دهند از جابربن عبدالله انصاری و ابوسعید خدری و سهل بن سعد انصاری و زید بن ارقم و انس بن مالک بپرسید این پرسیدن از ریختن خونم جلوگیر شما نیست ” شمر گفت من خدا را زبانی پرستم و ندانم چه می گویی حبیب بن مظاهر به شمر گفت تو خدا را به هفتاد زبان می پرستی خدا دلت را سیاه کرده ، حسین(ع)  فرمود «اگر شما در این تردید دارید که من زاده دختر پیغمبرم، وای بر شما آیا از شما خونی ریختم؟ مالی از شما خورده ام، زخمی به شما زدم که حالا قصاص آن را می خواهید؟ همگی دشمنان خاموش شدند سپس امام فریاد زد ای شبث بن ربعی، ای حجار بن ابجر ، ای قیس بن اشعث، ای یزید بن حارث آیا به من ننوشتید که میوه ها رسیده و باغها سبز شده و به سوی لشگری که برای تو آماده شده، بیا؟ گفتند ما ننوشتیم . امام فرمود به خداوند نوشتید اکنون که مرا نمی خواهید بگذارید به مأمن خود در هر جای زمین که باشد، برگردم قیس بن اشعث (لعنه االله علیه) گفت ای حسین نمی دانم چه می گویی؟ تو باید تسلیم پسر عم خود شوی او به دلخواه تو رفتار می کند امام فرمودند نه به خدا، به شما دست خواری ندهم و از شما مانند بنده نگریزم. سپس امام فریاد کشیدند من به پروردگار خود پناه می برم از هر متکبری که ایمان به روز حساب ندارد. سپس شتر را خوابانید و زانوی شتر را یکی از یاران به نام عقبه بن سمعان بست.


سپاه عمر سعد هنگامی که خواستند به سپاه امام یورش برند زهیر بن قین سوار اسب خود شد و سلاح پوشیده جلو آمد و گفت (بر مسلمانان لازم است برادر مسلمان خود را اندرز دهد ما تا کنون برادر و همدین بوده تا اینکه شمشیر میان ما جدائی انداخته اینک ما امتی باشیم و شما امتی دیگر، خداوند ما و شما را به ذریه پیغمبر خود آزمایش کرده تا ببیند ما و شما چه می کنیم شما را به یاری او می خوانم  و  از سرکشی زاده عبیدالله بن زیاد حذرتان می کنم زیرا جز بدی از آنها ندیده و نبیند چشمان شما را میل کشند و دست و پای شما را بر سر چوبه دار کنند و گوش و بینی شما را ببرند و نیکان و دانشمندان شما را چون حجربن عدل و هانی بن عروه و امثال آنها را بکشند) ولی در پاسخ او را دشنام دادند و ابن زیاد را ستودند و گفتند به خدا نرویم تا آقایت و همراهانش را بکشیم یا او را مسالمت آمیز نزد امیر بن زیاد ببریم زهیر دوباره فرمود (ای بندگان خدا، پسر فاطمه به درستی و نصرت شایسته تر از ابن سعد و ابن زیاد است اگر او را یاری نکنید به خدا پناهتان باد. او را نکشید او را با عموزاده اش یزید گذارید به جانم که یزید با نکشتن حسین هم ، از اطاعت شما راضی است)
شمر بن ذی الجوشن تیری به او انداخت و گفت خاموش باش، ما را از پر گوئی خسته کردی . زهیر به او گفت ای بدوزاده ، من با تو سخن نگویم، همانا تو جانوری، به خدا گمان ندارم دو آیه قرآن، درست بخوانی، مڟده ات باد به رسوائی و عذاب دردناک در قیامت. شمر گفت خداوند تا یک ساعت دیگر خودت و آقایت را خواهد کشت، زهیر گفت مرا از مرگ می ترسانی؟
بخدا مرگ با حسین (ع) نزد من بهتر است از آنکه با شما جاویدان بمانم و سپس زهیر رو به مردم کرد و گفت ای بندگان خدا، این پست جفاجو و همگامانش شما را از دینتان خارج ساختند . بخدا شفاعت محمد (ص) به مردمی نرسد که خون خاندان او بریزند و خون کسانیکه آنها را  یاری می کنند بریزند و بکشند) مردی از اصحاب او را صدا کرد که امام می فرماید برگرد . به جان خودم اگر مومن آل فرعون قوم خود را نصیحت کرد تو هم اینها را نصیحت کردی . سپس امام به یزید بن خضیر فرمود با آنها سخن بگو یزید پیش رفت و گفت (ای مردم از خدا بپرهیزید، سپرده محمد (ص) میان شماست اینان ذریه و خاندان و دختران حرم اویند آنچه در دل دارید بگوئید می خواهید با آنها چه کنید؟ گفتند می خواهیم آنها را در اختیار ابن زیاد قرار دهیم یزید گفت چرا از آنها نمی خواهید که به جای خود برگردند؟ ای اهل کوفه نامه ها و پیمانهایی که به آنها دادید و خداوند را بر آنها گواه گرفتید از یاد بردید وای بر شما خاندان پیامبر خود را دعوت کردید چون نزد شما آمدند آنها را به دست ابن زیاد می دهید و آب فرات را به روی آنها می بندید؟! بسیار بد کردید، خداوند روز قیامت شما را سیراب نکند بسیار بد مردمی هستید سپس فرمود: (خدایا آنها را به جان هم انداز تا نزد تو آیند و تو بر آنها خشمگین باش) لشگر عمر سعد او را تیرباران کردند و او برگشت خود امام آمد و برابر لشگر ایستاد و به عمر سعد نگریست و فرمود «سپاس خدایی را سزاست که دنیا را آفریده و آن را خانه فنا و زوال مقیر گردانید که اهل خودش را دستخوش دگرگونی سازد، فریفته کسی است که او را بفریبد این دنیا شما را نفریبد که هر کس بدان تکیه زند نومید سازد من می بینم شما برای کاری گرد آمدید که خدا را بر خود خشمناک کردید و از رحمت خود دور ساختید پروردگار ما بسیار خوب است و شما بسیار بد. به طاعت خدا اقرار دارید و به رسولش محمد (ص) ایمان دارید ولی بر ذریه اش یورش بردید که آنها را بکشید شیطان بر شما چیره شده و خدای بزرگ را از یاد شما برده ، مرگ بر شما و ملک شما ، انا لله و انا الیه راجعون»
عمر بن سعد گفت وای بر شما، او را پاسخ دهید این زاده علی است اگر همه روز سخنرا نی کند رشته سخن از دست ندهد. همه سپاه هلهله کردند تا صدای امام را نشنوند چون کم مانده بود که سپاه عمر سعد بین خودشان درگیری پیش بیاید امام آنها را به خاموشی دعوت کرد ولی خاموش نشدند تا اینکه به آنها فرمود «وای بر شما، شما را چه می شود که خاموش باشید، من شما را به راه راست می خوانم، هر کس از من بشنود رشد یافته و هر کس نافرمانی کند به هلاکت رسیده شما همه مرا نافرمانی کردید ، شکمتان از حرام پر شده است و بر دلتان مهر نهاده است» اصحاب عمر سعد همدیگر را سرزنش کردند و گفتند خاموش باشید سپس امام فرمود و عمر سعد را خطاب قرار داد ای عمر سعد، مرا برای آن می کشی که ابن زیاد تو را والی ری و گرگان کند، بخدا برای تو گوارا نشود، عهدی است حتمی، هر چه خواهی بکن که پس از من خوشی نبینی ، نه در دنیا و نه در آخرت، گویا می بینم که که سرت را در کوفه بر نیزه ای زده اند و کودکان بر آن سنگ پرتاب می کنند و نشانه خود نمایند» عمر بن سعد از سخن حضرت خشم کرد و از او رو گردانید و به لشگر خود گفت انتظار چه دارید؟ حمله بر او حمله برید، امام در میان این جنجال مانند یک فرمانده نیرومند هم تبلیغ و ارشاد می کند وظیفه رهبری و امامت را انجام می دهد و هم معجزه و کرامت اظهار می کند. امام برای آخرین بار سخنان آتش بار خود را ایراد کرد و حقیقت حال آنها را روشن ساخت و آنچه از نفرین می بایست باشند  به آنها گفت و این آخرین سخنرانی امام است.
«امام سوار شتر شدند و آنها را به خاموشی وا داشتند و خدا را سپاس گفتند و بر فرشتگان و انبیاء و رسل صلوات فرستاد سپس فرمود ای گروه، تار و مار ، غمگسار شوید که از سرگردانی، مرا به فریادرسی خواندید و ما یورش کنان به دادخواهی شما آمدیم و اکنون شمشیری که ما به دست شما دادیم به روی ما کشیدید و آتشی که به جان دشمن خود و شما افروختیم بر ما افکندید دست دشمن خودتان شدید تا بر تیر دوست خود بزنید صد وای بر شما، با آنکه هنوز شمشیر در غلاف است چون ملخ دریایی سوی جنگ پرس کردید و چون پروانه بر آن پیاپی بال زدید ، کوبیده و پایمال باشید ای کنیز پرستان و از حزب راندگان و قرآن دور اندازان و سخنهای حق وارونه سازان و قانون شکنان، آیا اینها را یاری کنید و ما را وا می گذارید. آری این شیوه پیمان شکنی دیرین شما است که پدران شما بر آن ریشه کردند وشاخه ها بر آن فراز آمد و شما میوه پلید آن هستید که برای یابنده خود گلوگیر است و برای بزور رباینده گوارا، بدا بر شما که مرا بر شمشیر خوردن و خواری کشیدن وا  می دارید . دور باد از ما خواری سپس دعا کرد بار خدایا باران آسمان ار از آنها گرفته و به محیطهای قحطیهای گرفتارشان کن و غلام ثقیف را بر آنها بگمار تا جام تلخی به کام ریزد زیرا که ما را تکذیب کردند و واگذاردند تو پروردگار ما هستی بر تو توکل داریم و به سوی تو باز می گردیم؟ سپس از شتر پایین آمد و اسب رسول الله را خواست (مرتجز) و بر آن سوار شد و اصحاب خود را آماده نمود. عمر بن سعد پیش راند و تیری به لشگر حسین انداخت و گفت نزد امیر گواه باشید که من تیراندازی را آغاز کردم و پیرو دستور امیر عمر سعد، تیرهای لشکر کوفه، چون پرندگان باریدن گرفت پس از تیرباران، اصحاب امام کم شدند و ۵۰ نفر از یاران امام به شهادت رسیدند امام به یارانش فرمود (خدایتان رحمت کند برخیزید برای مرگی که چاره ندارد این تیرها، پیک لشگرند که سوی شما می آیند) در نتیجه بعد از شهادت یاران که توسط تیرباران به شهادت ، رسیدند به امام پیوست.
وقتی لشگر کوفه نزدیک شد امام روی شتر سوار شد و فریاد کشید تا لشکر عمر سعد شنیدند  . فرمود ای مردم به من گوش دارید و شتاب بکنید تا حق نصیحتی که بر من دارید ادا کنم و چقدر امام به دشمنانش هم دلسوز بودند و حتی خواستند آخرین لحظه هم حتی یک نفر هم که شده از عذاب ابدی دوزخ نجات پیدا کند ولی ببینید جهالت را؟ علت آمدن خود را نزد شما بگویم اگر پذیرفتید و به من حق دادید خوشبخت خواهید شد و اگر نپذیرفتید دیگر به من مهلت ندهید .
شب عاشورا
وقتی سپاه عمر سعد نزدیک خیمه ها شد امام به حضرت عباس فرمود سوار شو و خودت را به لشگر عمر سعد برسان ببین چه خبر است و چه می خواهند حضرت اباالفضل با زهیر بن قیس و حبیب بن مظاهر جلوی آنها رفتند و فرمودند من از طرف امام پیام آورده ام که ببینم چه خبر است. عمر سعد گفت امیر ابن زیاد گفته به شما پیشنهاد بدهم یا تسلیم شوید یا با شما بجنگیم، اطاعت حضرت عباس از امام را ببینید فرمود من از طرف خودم نمی توانم چیزی بگویم از امام جواب خواهم گرفت و حضرت عباس نزد امام می آید و همراهان او مقابل سپاه عمر سعد می مانند حبیب بن مظاهر به آنها گفت: به خدا فردای قیامت، پیش خدا بد مردمی باشند آن مردمی که کشته باشند ذریه پیغمبر خود را و خاندان و اهل بیت او را.  شخصی به او اهانت کرد و گفت از خودت تعریف نکن تو نزد ما از شیعیان این خانواده نبودی حبیب پاسخ می دهد: از این موقعیتی که اکنون دارم نمی فهمی که من از شیعیانم؟ به خدا من نامه ای به حسین ننوشتم و وعده یاریش ندادم بلکه با اعتقاد او را یاری می کنم و جانم را قربانیش خواهم کرد برای آنکه شما حق خداون و رسولش را ضایع کردید.حضرت عباس به نزد امام رسید و گفته عمر سعد را به حضرت رساند حضرت فرمود می جنگیم ولی نزد آنها برو و اگر توانی کار را به فردا انداز بعد برای اینکه توهمی پیش نیاید که آنها فکر کنند که حسین یک شب را غنیمت شمرد که شاید زنده بماند فرمود خدا خودش می داند که من این مهلت را به عنوان شب آخر عمرم،  دلم خواست با معبودم راز و نیاز کنم و قرآن و عبادت کنم و آموزش بخواهم و خدا می داند که من نماز و تلاوت قرآن و کثرت دعا و استغفار را دوست دارم این مهلت برای هر دو طرف مایه امیدواری بود زیرا حسین (ع) انتظار تکمیل یاران جانباز خود را داشت که جمعی شب عاشورا به حضرت پیوستند و جمعی هم ظهر عاشورا (که حربن یزید ریاحی که در شمار آنها بود) به حضرت پیوندند و بدون پیوست این تعداد، کاروان شهادت حسینی کاملی نبود و از طرف دیگر خود شب زنده داری حسین و اصحابش در برابر این سپاه کفر، اتمام حجتی دیگر بود چون بسیاری از آنان ، نسبت به امام مظلوم، در اشتباه بودند و برای عمر سعد هم امید می رفت که در ضمن این مهلت برای امام، شاید از استقامت دست بکشد و دست او به خون پسر پیغمبر (ص) آغشته نگردد و آبرویش برای دنیایش محفوظ بماند حضرت عباس برگشت و عمر سعد نیز درخواست امام را قبول کرد آن شب امام با وضع فوق العاده ای به سر برد، شب هنگام یاران خود را جمع کرد امام سجاد فرمودند با آنکه بیمار بودم نزدیک رفتم و شنیدم پدرم به یارانش می فرمود: بهترین ستایشی را بر خداوند نمایم و برسود و زیان ، او را سپاس گذارم . با خدایا، من تو را سپاس گویم که ما خانواده را به نبوت گرامی داشتی و قرآن را به ما آموختی و در دین دانا ساختی و به ما گوشهای شنوا، دیده بینا و دل روشن دادی، ما را از شکرگزاران خود بپذیر. اما بعد من در میان اصحاب جهان با وفاتر و بهتر از اصحاب خود نمی دانم در میان خانواده ها مهربانتر از افراد خانواده خود نمی شناسم  انی لا اعلم اصحاباً اوفی و لاخیراً من اصحابی و لااهل بیت او قبل و لاافضل من اهل بیتی . خداوند شما همه را از طرف من جزای خیر دهد من به همه شما اجازه دادم تا همه شماها آزادانه بروید و من شما را حلال کردم این شب تاریک، شما را فرا گرفته در امواج ظلمات، خود را از گرداب بیرون بکشید هر کدام از شما دست یکی از افراد خاندان مرا بگیرد و در روستاها و شهرها پراکنده شود زیرا این مردم مرا می خواهند و اگر مرا گرفتار کنند از جستجوی دیگران بگذرند.)  اولین نفر حضرت ابوالفضل (ع) صحبت نمودند و ابراز وفاداری کردند و هر کدام ا زاصحاب مطلبی عرض کردند مسلم بن عوسجه (ما دست از تو بر نمی داریم نیزه به سینه دشمن می کنم و تا دسته شمشیر در دست داریم با آن بجنگم و اگر سلاح به ستم نماند به آنها سنگ بیاندازم به خدا اگر بدانم که کشته می شوم و زنده می شوم و سپس کشته می شوم و سوخته می شوم و خاکسترم را باد می دهند و هفتاد بار با من چنین کنند از تو جدا نشوم تا در آستانت بمیرم ولی افسوس که فقط یک جان دارم) زهیربن قین (به خدا من دوست دارم کشته شوم و زنده شوم و باز کشته شوم تا هزار بار و خداوند با این کشتار، از تو و خاندانت دفاع کند) سپس حضرت قاسم بن الحسن (ع) قیام کرد. قاسم، ۱۳ سال سن دارد پیش خودش شک می کند که آیا این شهادت نصیب منهم می شود  یا نه، رو به حضرت می کند و می گوید : یا عماه انا فی من قتل؟ آیا من هم جزء کشته شدگان هستم حضرت از او پرسید کیف الموت عندک؟ مرگ پیش تو چگونه است عرض کرد یا عماهاحلی من العیل شیرین تر از عسل حضرت فرمود نعم ابن اخی بله ای فرزند برادرم ولی به به درد سختی مبتلا خواهی شد قاسم  الحمدلله گفت. امام سجاد (ع) می فرمایند وقتی امام وفاداری یارانش را دیدند به آنها فرمودند اکنون سربردارید و نگاه کنید . آنها جای خود را در بهشت دیدند و امام، جایگاه تک تک آنها را به ایشان نشان داد.
در شب عاشورا امام برنامه های مفصلی دارد من جمله آماده کردن سلاحها و همچنین به اصحابش دستور داد تا گودالی خندق مانند، در پشت خیمه ها بکنند به طوریکه اسبها هم نتوانند از روی آن رد شوند و از پشت حمله کنند و داخل گودال هیزم ریختند و آنها را افروختند تا دشمن بفهمد تا وقتی حسین زنده است نمی توانند به خیمه ها حمله کنند سپس امام به یارانش فرمود که خیمه ها را نزدیک به هم کنند و طناب خیمه ها را درون یکدیگر بکشند بگونه ای که عبور یک نفر هم  از بین خیمه ها ممکن نباشد و دشمن تنها از روبرو بتواند با آنها بجنگد سپس امام شروع به عبادت نمودند و تمام شب را به دعا و راز و نیاز به درگاه خداوند مشغول شدند و یارانش همه از ایشان تبعیت نمودند . راوی می گوید تلاوت قرآن و دعا و گریه ایشان مانند زنبوران عسل بود حتی عده ای از سپاه دشمن را به گریه می انداخت .
امام صبح عاشورا نماز صبح را با اصحابش خواند و اسب رسول الله که مرتجز  نام داشت سوار شد و اصحاب را برای پیکار آماده کرد همه آنها که ۳۲ سواره و ۴۰ پیاده بودند البته روایتها مختف است ۴۵ نفر ۶۱ نفر هم روایت شده است. اما مشهور به آن تن می باشد.
امام ، زهیر بن قین را بر میمنه و حبیب بن مظاهر را به میسره سپاهش گمارد و پرچم را به حضرت ابوالفضل(ع) داد و دستور داد هیزم ها را که پشت خیمه ها جمع آوری کرده بودند در خندق ریختند که مانند نهر بزرگی در پشت خیمه ها شده بود هیزم ها را آتش زدند که مبادا دشمن از پشت حمله کند. عمر سعد هم صبح عاشورا لشگر خود را صف کرد عبدالله بن زهیر ازدی را به فرماندهی نیروهای  اهل مدینه گماشت قیس بن اشعث را بر اهالی رییعه و کنده عبدالرحمان بن ابی سبره حنفی را به اهالی مذحج و بنی اسد گمارد- حر بن یزید ریاحی را سردار تمیم و همدان نمود و فرماندهی میمنه سپاه را به عمر و بن حجاج زبیدی و فرماندهی میسره را به شمر بن ذی الجوشن و فرماندهی سواره نظام را به عروه بن قیس احمسی و فرماندهی پیادگان را به شبث بن ربعی یوبوعی و پرچم را به آزاده کرده خود، درید سپرد . سپس امام فرمان دادند خیمه ای تهیه نمایند و در آن مشک بردند و سورمه ای درست نمودند سپس خود و اصحاب به چشم نوره (سورمه) کشیدند.
لشگر عمر سعد آمدند و گرد خیمه های حسین دور زدند وقتی آتش خندق را دیدند و راه حمله از پشت را بسته دیدند شمربن ذی الجوشن فریاد زد ای حسین پیش از قیامت به آتش شتافتی (آنقدر ناتوان و نامرد بودند که با سپاهی ۳۰ هزار نفری در مقابل ۷۲ تن به همراه زن و بچه ، باز می خواستند از پشت حمله کنند). امام فرمودند ای زاده مادر ی بزچران تو شایسته نیران هستی (آتش). مسلم بن عوسجه خواست او را با تیر بزند، امام نگذاشت و فرمود من دوست ندارم آغازگر نبرد باشم. نقشه لشگر کوفه این بود که با عده فراوان خود، امام را محاصره کنند و آنها را اسیر نمایند و به کوفه ببرند و اصلا فکر نمی کردند که این جمعیت اندک، در برابر ۳۰ هزار نفر، چنان جبهه ای مستحکم و قدرتمند تشکیل دهند.  این نقشه ای که امام کشیدند و دڟی که از خیمه ها و خندق آتش فراهم کردند، یکی از شاهکارهای نظامی است و یکی از کرامات امام شمرده می شود. وقتی لشگر کوفه نزدیک شد امام روی شتر سوار شد و فریاد کشید تا لشکر عمر سعد شنیدند  . فرمود ای مردم به من گوش دارید و شتاب بکنید تا حق نصیحتی که بر من دارید ادا کنم و چقدر امام به دشمنانش هم دلسوز بودند و حتی خواستند آخرین لحظه هم حتی یک نفر هم که شده از عذاب ابدی دوزخ نجات پیدا کند ولی ببینید جهالت را؟ علت آمدن خود را نزد شما بگویم اگر پذیرفتید و به من حق دادید خوشبخت خواهید شد و اگر نپذیرفتید دیگر به من مهلت ندهید
شهادت امام حسین و علی اصغر
امام چه زمانی به میدان رفت تا ظهر عاشورا هنوز عده ای از اصحاب زنده بودند و نماز جماعت را هم خواندند حتی از صبح تا بعد از ظهر عاشورا هر یک از اصحاب که شهید می شدند خود حضرت آنها را در خیمه شهدا می گذاشت و خودش  به بالین یارانش حاضر می شد حتی با آن شرایط سخت و بحرانی، بیت شریف خود را تسلی می داد و گذشته از اینها سپاه عمر سعد وقتی می بیند که داغهایی که امام دیده و حالا تنها مانده است در چنین شرایطی فکر می کند دیگر امام با این همه رنج و مصیبت، توان جنگیدن و روحیه رزم نخواهد داشت و راحت می توان با او جنگید.
امام می بیند به روایتی هفتاد و دو تن روی خاک افتاده اند به خیمه اهل حرم رو می کند فریاد می زند یا سکینه، یا فاطمه، یا ام الکلثوم علیکم منی السلام زنان حرم شیون کردند امام آنها را دعوت به سکوت و خاموشی نمودند سپس امام سجاد را خواستند و علوم و صف و علم جفر را به ایشان تسلیم نمودند . آنگاه به حضرت زینب (س) فرمودند: خرد سالم را به من بده تا با او وداع کنم امام طفل ۶ ماهه اش را گرفت و صورتش را نزدیک او برد تا وی را ببوسد که حرمله بن کاهل اسدی تیری انداخت و به گلوی کودک رسید امام بچه را به دست خواهرش زینب داد و دو دست خود را زیر گلوی بچه گرفت همینکه از خون پر شد آن خونها را به سوی آسمان پاشید با این کارش آسمان را هم به شهادت وا می دارد قبری می کند و حضرت علی اصغر را دفن می نماید سپس برای وداع با اهل بیت خود، به زنها رو می کند. حضرت سکینه فریاد کنان نزد امام می آید (مادر علی اصغر = رباب) امام سکینه را خیلی دوست می داشتند سکینه را به سینه خود  چسباند و اشکهایش را پاک کرد و فرمود سکینه جان بدان که بعد از مرگ من گریه تو بسیار است تا زمانی که جان در تن من است دلم را از روی حسرت، به اشک خود مسوزان. سپس امام عازم میدان شد و پیکارگر طلبید هر کس در برابر او می آمد به خاک هلاکت می افتاد تا اینکه تعدادی بسیار از آنان را کشت عمر سعد وقتی صحنه را اینچنین می بیند فریاد بر می آرود وای بر شما آیا می دانید با چه کسی می جنگید او فرزند علی (ع) است که شجاعان عرب را بخاک نیستی می انداخت  (هذا ربن قتال العرب) بخدا روح پدرش علی (ع) در کالبد اوست (والله نفس ابیه بین جنبید) پس دسته جمعی به روی حضرت حمله کردند امامی که تشنه است ، غریب است، مصیبتی عظیم دیده، خسته و گرسنه است با این وجود باز حریف امام نبودند. امام در حملات خود نقطه ای را انتخاب کرده بود که  نزدیک خیمه ها باشد به ۲ دلیل : ۱ـ می دانست دشمنان چقدر قسی القلبند و نامرد می باشند لذا می خواست تا تا جان دارد کسی متعرض خیمه ها نشود و با وجود اینکه با هر  حمله ای که می کردند همه فرار می کردند ولی زیاد از خیمه ها دور نمی شد. ۲ـ اینکه می خواست تا زنده است اهل بیتش بدانند که او زنده است تا اهل بیت تسکین خاطر یابنند و بگویند آقا هنوز زنده است. امام زمان فرموده بود تا من زنده هستم از خیمه ها خارج نشوید لشگر دشمن دوباره حضرت را گروهی محاصره کردند و بین امام و خیام فاصله انداختند و شماری از دشمنان به سوی خیمه ها رفتند امام تا این صحنه را مشاهده نمودند بانگ سر دادند وای بر شما ای پیروان آل ابی سفیان اگر دین ندارید از روز معاد بترسید و در دنیای خود آزاد مرد باشید شمر رو به حضرت کرد و گفت ای پسر فاطمه چه می گویی ؟ حضرت فرمود من با شما جنگ دارم پس زنان چه گناهی دارند؟ تا من زنده هستم نگذارید  که سرکشان شما به اهل و عیال من تعرضی کنند.
شمر فریاد زد ای لشگر از خیمه ها دور شوید و به سوی خودش بروید امام  مانند شیری خشمناک بر آنان حمله می نمود و آنها را به خاک می انداخت تا سر انجام به خاطر تشنگی بسیار رو به سوی شریعه فرات گذاشت عمر سعد به حضرت یورش بردند که نگدارند دست حضرت به آب برسد ولی حضرت صفوف دشمن را شکافت و خودش را به آب رساند (نکته مهم این است ) که اسب حضرت هم سخت تشنه است و سر در آب گذاشته تا بیاشامد که امام فرمود انت عطشان و انا عطشان والله لا ذفت الماء حتّی تشرب، ای اسب تو تشنه ای و من نیز تشنه ام سوگند به خدا که من آب نمی آشامم تا اینکه تو آب بیاشامی حیوان زبان بسته حرف امام را درک کرد و سر از آب بیرون آورد و آب نیاشامید حضرت مشتی آب برای حیوان برداشت تا از آن بیاشامد ناگه سواری فریاد زد یا اباعبدالله تو آب می آشامی حال آنکه لشکر بر سرا پرده و خیمه های تو می روند و هتک حرمت تو را دارند امام تا این سخن را شنید آب را ریخت و به لشگر حمله نمود و خود را به خیمه ها رساند اما معلوم شد که کسی متعرض خیمه ها نشده و فریبی در کار بوده است و هدفشان این بود که امام آب ننوشند چون فکر می کردند اگر امام تشنگی اش بر طرف شود دیگر حریف او نخواهند شد.
ولی نمی دانستند که امام آب نخواهد نوشید، مانند یارانش که تشنه به شهادت رسیدند حضرت دوباره با اهل بیت خود وداع نمود و آنان را به صبر و حلم و شکیبایی دعوت نمود و به آنها وعده ثواب داد و فرمود تا چادر اسیری به سر کنند و آماده مصیبت باشند و همچنین فرمود بدانید خدا نگهدار شما خواهد بود و از شر دشمنان نجات می یابید (این بیان امام که می داند سرانجام اهل بیت مصون می باشند از کرامات خود حضرت می باشند) و عاقبت کار شما ختم به خیر می شود و دشمنان شما به انواع بلاها عذاب می شوند پس مواظب باشید زبان به شکایت نگشائید که از قدر و منزلت شما کاسته می شود. حضرت باری دیگر سوی لشگر دشمن رفت . لشگر نیز از هر سو او را تیرباران نمودند .
راویان می گویند بخدا ما دیدیم پهلوانان لشکر به او حمله ور شدند و امام مانند گله گوسفندی که گرگ در آنها افتاده آنها را تار و مار می کرد.
حضرت در حال ستیز بود که مردی به نام ابوالعطوفش تیری به پیشانی حضرت زد و امام آنرا بیرون کشید و خون به رویش و محاسنش روان شد و فرمود بار خدایا تو شاهدی من از این بندگان کنکهارت چه می کشم؟ خدایا آنها را به شمار و تا آخر هلاک کن و هرگز آنها را میامرز حضرت دوباره حمله نمودند و می فرمود چه بدی کردید با خاندان محمد (ص) پس از او . شما بعد از من دیگر هیچکدام از کشتن بندگان خدا هراس ندارید من از خدا امیدوارم که در برابر خواری شما کرامت شهادت به من عطا کند و از راهی که گمان نبرید انتقام مرا از شما بگیرد . حصین بن مالک گفت ای پسر فاطمه خدا چگونه انتقام تو را از ما بگیرد فرمود شما را به جان هم اندازد و خونتان را بریزد و عذاب دردناکی به شما فرو بارد. دعای امام برآورده شد اختلافات خانمان برانداز آنان تا آنجا کشید که شهر با عظمت کوفه، که به جای پایتخت به شکوه دولت پانصد ساله سامانیان ساخته شده بود برای همیشه ویران شد و به تل خاکی سیاه و بی گیاه مبدل شد و انتقام همگی آن به طرز وحشتناکی توسط مختار شهید گرفته شد و عذاب دردناک هم در قیامت خواهند چشید).
حضرت جنگید تا زخمهای بزرگی به او رسید که روایت شده دو زخم کاری به حضرت وارد شد البته این زخمها در زمان حیات حضرت بوده والا وقتی آقا را از اسب به زمین انداختند ۱۹۰۰ ضربه به حضرت فرود آوردند حضرت خیلی ناتوان شده بود و کمی برای خستگی ایستاد که در این میان سنگی به پیشانی حضرت خورد و پیراهن خود را بالا برد که خون را پاک کند که تیر سه شعبه (۳ پره) آمد و به سینه آقا نشست و به روایتی به قلبش اصابت نمود حضرت فرمود بسم الله و بالله و علی مله  سپس آن تیر را از بدن خود خارج کرد و خون را در کف دست خود پر کرد و به آسمان پاشید و سپس دست دیگر را پر کرد و فرمود به همین دست به دیدار رسول الله خواهم رفت و می گویم یا رسول الله آنها مرا کشتند در این هنگام ضعف بر حضرت چیره شد تا آنکه مالک بن سر به حضرت دشنام داد و شمشیر به سر مقدس حضرت زد و خون از سر حضرت جاری گشت حضرت کلاه از سر برداشت و عمامه ای بر آن زخم بست سید بن طاووس می گوید سپس حضرت سیدالشهدا فرمود ای اهل حرم برای من جامه ای بیاورید آن را زیر لباسهایم بپوشم تا پس از مرگم کسی آن جامه را از تن من خارج نکند جامه ای برای حضرت آورند حضرت چندجای آن جامه را پاره کرد تا بی ارزش تر شود. اما روایت است وقتی حضرت به شهادت رسید آن جامه کهنه را هم از تن حضرت خارج کردند و حضرت را عریان رها نمودند شیخ مفید می گوید حضرت گرچه از بسیاری زخم توانی دیگر نداشت ولی با این حال بر دشمنان حمله می کرد و آنان را به چپ و راست پراکنده می نمود شمر که این صحنه را دید دستور داد تا حضرت را تیرباران نمایند آنقدر تیر زدند تا لشگر فراری باز ایستاد و مقابلش را گرفتند حضرت زینب (س) که چنین دید به عمر سعد فریاد کشید و به او فرمود:     و یحک یا عمر ایقتل ابا عبدالله و انت تنظر الیه؟ ای عمر وای بر تو !!! حضرت حسین را می کشند و تو به آن می نگری عمر سعد پاسخی نداد و به روایت طبری اشک عمر سعد جاری شد و صورت خود را از سوی زینب (س) برگرداند سپس حضرت زینب رو به لشگر می گوید ویحکم ما فیکم مسلماً   وای بر شما آیا مسلمانی در میان شما نیست. در این هنگام صالح بن وهب الیزنی با تمام قدرت نیزه بر پهلوی حضرت زد که امام چنان از روی اسب افتاد که یا طرف راست صورت مبارکشان بر زمین فرود آمدند حضرت دوباره برخاستند حضرت زینب (س) که تمام نگاهش به برادرش بود وقتی این صحنه را دید از در خیمه بیرون آمد و فریاد زد و اخاه – واسیداه و اهل بیتاه – لیت السماء اطبقت علی الارض و لیت الجبال تدکدکت علی اسهل و ای برادرم و ای آقای من و ای اهل بیت من ای کاش آسمان خراب می شد و به زمین می افتاد، ای کاش کوهها از هم می پاشید و به روی بیابانها پراکنده می شد در این هنگام شمر ذی الجوشن لشگر را صدا کرد و گفت برای چه ایستاده اید کار حسین را یکسره کنید وقتی حضرت در گودال قتلگاه افتاد و قدرت حرکت نداشتند باز می بینم لشگر از او ترس دارند که نزدیک ایشان شود و سر مقدس ایشان را قطع کند.
عده ای از سپاهیان عمر سعد می گفتند نکند امام حیله جنگی به کار برده که اگر کسی نزدیک شده حمله کند لذا نقشه ناجوانمردانه ای کشیدند راوی حمید بن مسلم می گوید سپاه عمر به سوی خیمه های حمله کردند چون می دانستند آقا طاقت نمی آورد سکوت کند و اگر حیله باشد بلند خواهد شد امام حسین از شدت تشنگی و از زخمهای شمشیرهایی حال افتاده است هیچ انسانی نمی تواند حالت حضرت را در آن لحظه تجسم کند یک نفر فریاد می زند حسین تو زنده ای؟ لشگر به خیمه ها ی اهل بیتت حمله ور شده است؟ حضرت به زحمت روی زانوهای خودشان بلند می شود و به نیزه اش تکیه می کند و می فرماید فرماید و یلکم یا شیعه ال ابی سفیان ان لم یکنلکم دین و لا تخافون المعاد فکونوا احراراً فی دنیاکم … ای پیروان آل ابوسفیان وای به حالتان، اگر به قیامت  اعتقاد ندارید و اگر دین ندارید در دنیای خودتان آزاده باشید.
وقتی دیدند حضرت واقعاً به زمین افتاده همگی بر امام حمله کردند عمر سعد به خولی که کنار او بر روی اسب بود گفت: برو و کار  امام را تمام کن چون قبل از خولی، زرعدبن شریک دست چپ حضرت را قطع نموده بود هنگامیکه خولی پیاده شد تا سر حضرت را از بدن جدا کند لرزش، بدن او را گرفت و نتوانست این کار را انجام دهد شمر ملعون به او گفت خداوند بازویت را قطعه قطعه کند چرا می لرزی؟ خود شمر از اسب پیاده شد و سر مبارک حضرت را از تن جدا کرد و سپاه عمر سعد جامه های او را ربودند و حضرت بدون لباس ماند. آسمان به اندازه ای سیاه شد که در روز ، ستاره ها دیده شد و هر سنگی که برداشته می شد خون تازه در زیرش دیده می شد . (راوی می گوید آنگاه که سر مقدس آقا را بریدند و غبار سیاهی در فضا برخاست و باد سرخی وزید که چشم، چشم را نمی دیدن گویا که عذاب نازل خواهد شد. سریع هوا آرام شد سر حضرت را به نیزه کردند و در شهرها میان بندگان خدا می گردانیدند با آنکه می دانستند او ذریه پیغمر است و به صریح قرآن دوستی آنها لازم است).
امام باقر فرمودند فرزند رسول الله را چنان با تیغ و شمشیر و سنگ کشتند که با حیوانات آنطور قدغن بود سپس با اسبان بر بدنش می تاختند.
هنگامیکه امام شهید شد لشگریان شخصی را دیدند که ناله و فریاد می کند به او گفتند ای مرد بس کن این همه ناله و فریاد برای چیست؟ در پاسخ گفت چگونه ناله و فریاد نکنم و حالا آنکه پیامبر خدا (ص) را می بینم که ایستاده است و گاهی به آسمان و گاهی به محل کارزار شما می نگرد و من می ترسم که خداوند را بخواند و نفرین کند و همه اهل زمین هلاک شوند و منهم در میان شما هلاک شوم برخی لشگریان عمر سعد گفتند این مرد دیوانه است روای می گوید از امام صادق پرسید آن فریاد کننده چه کسی بود حضرت صادق فرمود ما او را بجز حضرت جبرائیل (ع) کس دیگری نمی دانیم.
امام حسین بعد از وداع آخر ،   یکی دوبار دیگر نیز به خیمه ها می آمد و سرکش می کرد لذا اهل بیت امام، هنوز انتظار آمدن ایشان را داشتند و منتظر بودند تا شاید صدای امام را باری دیگر بشنوند و جمال آقا را زیارت کنند که یکمرتبه صدای اسب حضرت، ذوالجناح بلند شد اهل بیت گمان کردند حضرت دوباره آمد ولی دیدند اسب آمده در حالیکه زین آن واڟگون است اسب امام خود را به خون امام آغشته کرده بود و بلند شیهه می کشید و دستهای خود را بر زمین می زد عده ای از راویان می گویند این اسب آنقدر سر به زمین زد تا جان داد. اهل بیت اسب را بدون صاحب دیدند آنگاه ، فریاد به گریه و شیون بلند شد حضرت دست خود را بر سر گذاشت و فرمود (وامحمداه ، واجداه ، و انبیاه واابالقاسما ، واعلیاه ، واجعفراه ، واحمزتا ، واحسناه ، هذا حسین بالعراد صریع به کربلاء ، محزوزالراس من القفاء ، مسلوب العمامه والرداء ، این حسین است که بر زمین کربلا افتاد، این حسین است که سر او از پشت بریده اند و عمامه و رداء او را به تاراج برده اند. ام کلثوم این جملات را گفت تا بیهوش شد
روایت شده وقتی امام بخاک افتاد اسبش از او حمایت کرد و بر سواران عمر سعد می پرید و آنها را از زمین می انداخت .اهل بیت تا اسب را دیدن شروع به نوحه سرایی نمودند (نوحه سرایی طبیعت بشر است، انسانی بخواهد در دل خود را بیان کند به صورت نوحه سرایی کسی را مورد خطاب قرار می دهند هر یک از افراد خاندان ، بنحوی نوحه سرایی را آغاز کردند علت اینکه قبل از شهادت حضرت نوحه سرایی نکردند این است که آقا به آنها اذن نداده بود تا من زنده هستم حق گریه کردن ندارید من که شهید شدم البته  نوحه سرایی کنید.)هر کدام از اهل بیت طوری با اسب صحبت می کردند ولی سکینه دختر امام که بعدها یکی از زنان عالمه عالم شد که همه علماء برای او اهمیت ویڟه ای قائل شده اند به صورت خاصی نوحه سرایی کرده است که دل همه را سوزانده است. به حالت نوحه سرایی اسب را مورد خطاب قرار داد: ( یا جواد ابی، هل سقی ابی، ام قتل عطشان) ای اسب پدرم وقتی که پدرم رفت تشنه بود آیا او را سیراب کردند یا با لب تشنه به شهادت رساندند.
لشگر دشمن بعد از آنکه حضرت به شهادت رساندند به سوی خیمه ها هجوم بردند و هر کدام بر دیگری پیش گرفت تا اینکه چادر را از سر زنان بکشند دختران و حرم پیامبر گریه می کردند . زنان را از خیمه ها بیرون کردند و خیمه ها را آتش زدند .

دانلود کتاب

Categories: تک بوک

دانلود کتاب خانواده مجازی

No Comments



۶۷ views

بازدید

دانلود کتاب خانواده مجازی

دانلود کتاب خانواده مجازی

دانلود کتاب خانواده مجازی

در دنیای امروز که ” عصر ارتباطات ” نام گرفته است ، رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی به واسطه سرعت ، تداوم و وسعت جهانی انتشار پیام به مثابه جزء لاینفک ارتباطات اجتماعی در نظر گرفته می شوند ، به گونه ای که تصور دنیای بدون رسانه برای ما غیر ممکن است . این در حالی است که در طول چند دهه گذشته با تغییرات ایجاد شده در فناوری رسانه ، ظهور رسانه های نوین باعث رسوخ بیشتر تکنولوژی در زندگی انسان ها شده و بالطبع به واسطه شیوه و تاثیرات استفاده ، تغییرات فرهنگی متعددی را در خانواده ها و جامعه به وجود آورده است . دانلود کتاب خانواده مجازی

با نگاهی واقع بینانه به رویدادهای اخیر فضای  سایبری و ظهور شبکه های اجتماعی مجازی بر روی تلفن های همراه هوشمند ، به نظر می رسد استفاده از این ابزار ارتباطی در جامعه امروزی از شتابی روزافزون برخوردار بوده و اگرچه ممکن است همانند بسیاری از رسانه های نوین در ابتدای امر نزد کاربران و عامه مردم دارای محبوبیت و استقبال باشد و به مرور از شدت آن کاسته شود ، اما تغییرات و تاثیرات فرهنگی آن در زمان کوتاه استفاده به اندازه ای است که نمی توان از پیامدهای منفی آن به راحتی چشم پوشید . این در حالی است که از یک طرف این شبکه ها دارای کارکردهای متعددی همچون تقویت ارزش ها و باورهای ملی و مذهبی ، تسهیل روابط خانوادگی و دوستانه ، ارتقاء دانش و آگاهی های اجتماعی ، فراهم آمدن فرصت های تفریحی و سرگرمی و…. است و از طرف دیگر تاثیرات زیان باری همچون ؛ تضعیف ارزش ها و هنجارهای خانوادگی و اجتماعی ، کاهش مهارت های ارتباطی ، اعتیاد به استفاده مداوم ، به خطر افتادن سلامت روحی و روانی فردی و اجتماعی ، ترویج شایعات و اطلاعات نادرست و کاهش اعتماد اجتماعی ، نقض حریم خصوصی ، سوء استفاده از افراد و … را به دنبال دارد . این پیادهای منفی و تغییرات فرهنگی مخرب در حوزه ارزش ها و هنجارهای اجتماعی به عنوان مهمترین مولفه ها و اجزاء فرهنگ جامعه که ناشی از استفاده بی رویه و مداوم از این شبکه ها است ، باعث بروز نگرانی های زیادی در خانواده ها و سایر نهادهای اجتماعی شده است ….. این کتاب را مولف آن عباس زمانی برای وبسایت تک بوک ارسال نموده اند . دانلود کتاب خانواده مجازی از لینک زیر :

 

دانلود کتاب

منبع : www.takbook.com

رمز فایل : www.takbook.com

فال حافظ

Categories: تک بوک